دو شعر خنده دار و زیبا!!
تقديم به جامعه زن ذليلان
الهي به مردان در خانه ات به آن زن ذليلان فرزانه ات
به آنانکه با امر "روحي فداک" نشينند و سبزي نمايند پاک
به آنانکه از بيخ و بن زي ذيند شب و روز با امر زن مي زيند
به آنانکه موعوب مادر زنند ز اخلاق نيکويش دم مي زنند
به آن شير مردان با پيشبند که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنانکه در بچه داري نکند يلان عوض کردن پوشکند
به آنانکه بي امر و اذن عيال نيايد در از جيبشان يا ريال
به آنانکه با ذوق و شوق تمام به مادر زن خود بگويند: مام
به آنانکه دارند با افتخار نشان ايزو...نه " زي ذي نه هزار"
به آنانکه دامن رفو مي کنند ز بخد رفويش اتو مي کنند
به آنانکه درگير سوزن نخند گرفتار پخت و پز مطبخند
به آن قرمه سبزي پزان قدر به آن مادران به ظاهر پدر
الهي به آه دل زن ذليل به آن اشک چشمان "ممد سبيل"
به تنهاي مردان که از لنگه کفش چو جيغ عيالاتشان شد بنفش
که ما ار بر اين عهد کن استوار از اين زن ذليلي مکن برکنار
به زي ذي جماعت نما لطف خاص نفرما از اين يوغ ما را خلاص
خواستگاري خر
خري آمد بسوي مادر خويش بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش
برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات را دوست داري
خر مادر بگفتا اي پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بين اين همه خرهاي خوشگل يکي را کن نشان چون نيست مشکل
خر از شادماني جفتکي زد کمي عرعر نمود و پشتکي زد
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سياهت
خر همسايه را عاشق شدم من به زيبائي نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خريدند پاي عقدش يه افسار طلا با پول نقدش
خريداري نمودند يک طويله همانطوري که رسم است در قبيله
خر عاقد کناب خود گشائيد وصال عقد ايشان را نمائيد
دوشيزه خر خانم آيا رضائي به عقد اين خر خوش تيپ در آيي
يکي از حاضرين گفتا به خنده عروس خانم به گل چيدن برفته
براي بار سوم خر بپرسيد که خر خانم سرش يکباره جنبيد
خران عرعر کنان شادي نمودند يونجه کام خود شيرين نمودند
به اميد خوشي و شادماني براي اين دو خر در زندگاني
هر ایشده اللاهین آدین دیلده بیان ایله رم