فرصتی برای خودشناسی


پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد.
پس آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است.
اما نمی‌دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند.
روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.
پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.
پادشاه پرسید: تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟

کشاورز که ترسیده بود گفت:
سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم.
شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم ...
چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟
آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟
آیا هیچگاه جرات ریسک را به خود داده اید؟


اصالت بهتر است یا تربیت خانوادگی؟


روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.

فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند. در هنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم "تربیت" از "اصالت" مهم تر است ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت "تربیت" است.

شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند.

شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین یاد انجام می شود ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.

لذا شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد. در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب ...

این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر. یادت باشد با "تربیت" می توان گربه اهلی را رام و آرام كرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.


قرار نبوده...

 
قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی...
هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

 

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند.

 

قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

 

قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

 

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

 

قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

 
قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم...

 
چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده...
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا

ایـن روزمـره گی مکـرر ...



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روزمره گی، عین مردن است

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !

زیر بارون راه برو، نترس از خیس شدن !

هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !

توی حموم آواز بخون، آب بازی کن، چه اشکالی داره ؟!

بی مناسبت کادو بخر! بگو این توی ویترین برای تو بود

در لحظه دست دادن به یه دوست، دستش رو فشار بده !

لباس های رنگی بپوش !

آب نبات چوبی لیس بزن !

نوزاد فامیل رو بغل کن !

عکسات رو با لبخند بگیر !

بستنی قیفی لیس بزن !

زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !

به کوچیکتر ها سلام کن !

تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !

برو دریا، شنا کن !

هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !

به آسمون و ستاره ها نگاه کن !

چای بخور، برای دیگران هم چای دم کن !

جوراب های رنگی بپوش !

خواب ببین !

شعر بگو !

خاطرات قشنگ رو بنویس !

بالا بلندی، وسطی بازی کن !

قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !

خواب بد دیدی بپر، حتما یه لیوان آب بخور !

باغ وحش برو، شهربازی، چرخ و فلک سوار شو !

جمعه ها به کوه برو، هر جاش که خسته شدی، یه ذره دیگه ادامه بده !

نون خامه ای بخر و با لذت بخور !

قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !

هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !

نفس های عمیق بکش !

به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !

سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !

چون ... هر جا وایستی، مردی !

زنده باش، زندگی کن !

برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !

قدر همشون رو بدون، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای، به خودش ببالد !

و تو با نشاطی که به زندگیت می دهی، می توانی زنگار روزمره گی را از جانت بزدایی ...


و در آخر : بدان که روزمره گی، عین مردن است !

اگه...

اگه یه روز فرزندی داشته باشم ...

بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش (بادکنک) می‌خرم

بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده :

بهش یاد می‌ده که باید بزرگ باشه اما سبک ،تا بتونه بالاتر بره

بهش یاد می‌ده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن !
پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه .

و مهمتر از همه :

بهش یاد می‌ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش

رو ببنده ،

چون ممکنه برای همیشه از دستش بده

خدایا...

خدایا.... یا نوری بیفکن ، یا توری.... ماهی کوچکـ ـت از تاریکی این اقیانوس می ترســـــد‏


زندگي در اعماق امن است؛ اما زيبا نيست!ماهي هايي كه در اعماق زندگي ميكنند، صيد نميشوند؛ اما طلوع


آفتاب را هم هرگز نمي بينند.!‏

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

شکسپیر گفت
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
... برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز...
خوشحال باش
و لبخند بزن
 فقط برای خودت زندگی کن و ...
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
 قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
قبل از تنفر ؛ عشق بورز
زندگی این است...
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

سخنانی بسیار زیبا و عمیق برای لحظه ای تفکر و اندیشیدن...


* خوشحال بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!

 
* برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.

 
* اغلب روابط به سمت شکست می روند. نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه کافی دوست داشته نشده است!

 
* اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!

 
* در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند! 

 
* زنانی که خود را باور دارند و می دانند که اگر تصمیم بگیرند قادر به انجام هر کاری هستند، دارای یک زیبایی درونی می باشند. در توانایی و عزم یک زن که مسیرش را بدون تسلیم شدن در برابر موانع طی میکند، شکوه و زیبایی وجود دارد. در زنی که اعتماد بنفسش از تجربه ها نشأت میگیرد، و می داند که میتواند به زمین بخورد، خود را بلند کند و ادامه دهد، زیبایی وجود دارد.

 
* اگر کسی همان مقدار عشقی که شما نثارش میکنید، نثارتان نکرد، و به گونه ای رفتار کرد که گویی در اغلب اوقات اهمیتی ندارید، این میتواند نشانه ای بزرگ از این حقیقت باشد که در زندگیتان به وی نیازی ندارید. تنها کسانی که واقعاً در زندگیمان به آنها نیاز داریم، آنهایی هستند که به ما احترام می گذارند و در زندگیشان به اندازه کافی خواهانمانند.

 
* تنها کسانی که در زندگی به انها نیاز دارید کسانی هستند که در زندگیشان به شما نیاز دارند...

 
* یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد. یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد.

 
* ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

 
* هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.

 
* به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.

 
* ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.

 
* هرگز برای کسی که شما را اذیت می کند گریه نکنید... در عوض لبخند بزنید و به او بگویید، ممنون بخاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو را پیدا کنم!

 
* زمانی فرا می رسد که مجبور می شوید بگذارید کسی برود و دیگر با او ارتباطی نداشته باشید. اگر کسی شما را در زندگیش بخواهد راهی پیدا میکند تا شما را در آن بگنجاند. باید فراموشش کنید و این حقیقت را بپذیرید که آنگونه که شما دوستش داشتید، او نداشت و بگذارید به آرامی از زندگیتان برود. گاهی اوقات رفتن آسان تر از ماندن است. ما تا قبل از اینکه کسی را فراموش کنیم تصور میکنیم که کار سختی است. اما وقتی فراموش میکنیم به خود می گوییم که چرا زودتر ترکش نکردیم.

 
* همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟

 
* همه افراد به عنوان یک انسان باید مورد احترام قرار گیرند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود.

 
* من...هستم
قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.

 
* وقتی یک خانم به شما می گوید "چی؟" ، به این دلیل نیست که حرف شما را نشنیده است. به شما فرصتی می دهد که گفته خود را اصلاح کنید.

 
* اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح 
ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.

 
* هر روز ممکن است خوب نباشد...اما چیزی خوب در هر روز وجود دارد!

 
* عشق یک چرخه است:

 
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...
در نهایت دوباره عاشق می شوید.

 
* معجزه دوستی

 
معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد،
شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید
...و چگونه آغاز می شود ♥
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد
همیشه موهبتی خاص می بخشد،
و شما متوجه می شود که دوستی
ارزشمندترین نعمت خداوند است!

 
* کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.

 
خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد، انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند، و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها. قدردان داشته هایتان در زندگی باشید و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تلاش کنید و زندگیتان را بخاطر آنچه که هم اکنون هست دوست بدارید.
* اغلب ما تمایل داریم فراموش کنیم که خوشبختی در نتیجه بدست آوردن نداشته ها حاصل نمی گردد، بلکه از طریق شناختن و قدرشناسی داشته هایمان بدست می آید.

 
* 6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و ارتباط.

 
*  زیبا بودن فراتر از آن است که چه تعداد پسر را مجذوب تماشای خود کنید، یا چه میزان آرایش داشته باشید. زیبا بودن این است که برای چه زندگی میکنید، و معنای شما چیست. زیبایی، قلب شما است و آنچه که باعث خاص شدن شما میگردد. زیبایی همان خصوصیات کوچکی است که هویت شما را تشکیل می دهد. زیبایی یعنی مبارزه با مشکلات، و زندگی کردن صادقانه در مسیر فکر. زیبایی این است!

 
* اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند، ایمانتان را افزایش داده، اگر با تاخیر مستجاب کند، صبرتان را زیاد کرده و اگر مستجاب نکند، چیز بهتری برایتان در نظر دارد.

 
* فردی که به هیچ کس اعتماد نمیکند مستعد آن است که خود نیز فردی غیر قابل اعتماد نزد همگان شود.

 
* کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارند، مگر اینکه گوینده آن کلمات برایتان بسیار عزیز باشد.

 
* هرگاه آماده بودید عاشق شوید، نه هرگاه که تنها بودید.

 
* دردناک ترین محبتها آنهایی است که با ریا، تزویر و تظاهر آمیخته است و لذت بخشترین محبتها آنهایی هستند که در عین کوچک بودن با خلوص نیت و با بی آلایشی همراه است.

 
* فرار کردن از مشکلات فقط فاصله رسیدن به راه حل را افزایش می دهد. آسانترین راه برای گریختن از مشکلات حل کردن آنها است.

 
* انسان نمی تواند اقیانوسهای جدید را کشف کند مگر اینکه شجاعت از دست دادن دید ساحل را داشته باشد.

 
* یک فرد موفق کسی است که بتواند از آجرهایی که دیگران به طرفش پرتاب کرده اند، ساختمانی محکم بنا کند.

 
* اگر نتوانید به یک خانم احترام بگذارید، حق صحبت کردن با وی را از دست خواهید داد.

 
* وقتی کسی را می بخشید، شخصی که بیشترین منفعت را می برد، خود شما هستید.

 
* یک مرد می تواند چندین بار شکست بخورد، اما تا زمانیکه شروع به عیب جویی و مقصر دانستن دیگران نکند، مغلوب شمرده نخواهد شد. پذیرش مسئولیت کارها در زندگی اولین قدم برای بهبود شرایط است. شما نه تنها ستاره فیلم زندگی خود هستید، بلکه فیلم نامه را هم خودتان می نویسید.

 
* من خود را از روی تعداد موانعی که در مسیرم قرار گفته است معنی نمی کنم؛
من خود را از شجاعتی که پیدا کرده ام تا هدفهای تازه ام را با جدیت دنبال کنم معنی میکنم...
من خود را از روی تعداد ناامیدی هایی که با آنها موجه شده ام معنی نمی کنم؛
من خود را از روی بخشش و ایمانی که برای آغاز دوباره پیدا کرده ام معنی می کنم...
من خود را از روی اینکه یک رابطه چقدر بطول انجامیده است معنی نمی کنم؛
من خود را از مقداری که تا کنون عشق ورزیده ام و خواهم ورزید معنی میکنم...
من خود را از روی دفعاتی که زمین خورده ام معنی نمی کنم؛
من خود را از روی دفعاتی که روی پای خود ایستاده ام و مبارزه کرده ام معنی می کنم...

 
من درد خود نیستم...
من گذشته ام نیستم...

 
من آنی هستم که از آتش برخواسته است...

 
* فاصله ها آزمونی است که بفهمیم عشق تا چه اندازه میتواند به دور دستها سفر کند.

 
* این هیچ مفهومی ندارد که نفر دوم زندگی کسی باشید، در صورتی که می دانید به اندازه کافی خوب هستید که نفر اول زندگی کس دیگری باشید. ارزش خود را درک کنید.

 
* سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است... ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می کند...

 
* کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.

 
* اگر در آرزوی یک زندگی بدون درد و رنج هستید، هرگز زیبایی رنگین کمان بعد از باران را نخواهید دید. روزهای خوب دوباره خواهند آمد...

 
* گفتن خداحافظ به کسی که نمی خواهید بگذارید برود واقعاً دردناک است، اما حتی دردناک تر این است که از کسی که هیچگاه قصد ماندن نداشته بخواهید بماند.

 
* صداقت، مهمترین اصل یک رابطه موفق است: در موردش فکر کنید...
* از میان تمام مشکلاتی که با آنها مواجه شدم، بار مسئولیتی که بر دوشم بود، دردی که در دل داشتم، تنها یک چیز برای گفتن دارم... من همه آنها را پشت سر گذاشتم♥
 * ماهی گفت:
"من نمی توانم اشکهایم را ببینم چون در آب هستم."

 
آب گفت:
"من میتوانم اشکهایت را حس کنم چون تو در قلب من هستی."

 
نتیجه: ما می توانیم دردها و رنجهایمان را مخفی کنیم اما هرگز قادر نیستیم به کسانی که برایمان بیشترین اهمیت را قائلند دروغ بگوییم. آنها برای خبردار شدن از احوال ما نیازی به کلمات ندارند.
* وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید، در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت-

 
شخصی برای زندگی
یا
درسی برای زندگی

 
* مسیر رسیدن به خوشبختی:
1- قلبتان را از کینه خالی نگه دارید.
2- ذهنتان را از نگرانی خالی نگه دارید.
3- ساده زندگی کنید.
4- کم توقع باشید.
5- زیاد به دیگران ببخشید.

 
* به محض اینکه یاد بگیرید بجای نگران بودن از گذشته و آینده، در لحظه حال زندگی کنید و قدردان آن باشید، زندگیتان دگرگون خواهد شد.

 
* انسان موفق کسی است که در انتها پیروز شود نه در ابتدا.

 
 * ایمان داشتن در زندگی به این معنا نیست که کَشتی شما با آبهای خروشان و دردسر ساز 
مواجه نخواهد شد، بلکه به این معنا است که کَشتی شما هیچگاه غرق نخواهد شد.

 
* آسان ترین روش برخورد با کسانی که دوستشان نداریم این است که اصلاً برخوردی با آنها نداشته باشیم.

 
* هرگز افسوس پیر شدن را نخورید چرا که افرادی بسیاری از این امتیاز محروم مانده اند!

 
* زیبایی به معنای صورت زیبا داشتن نیست، بلکه به معنای داشتن ذهن، قلب و روح زیبا است.

 
* اگر افسردگی دارید، در حال زندگی در گذشته هستید. اگر اضظراب دارید، درحال زندگی در آینده هستید. اگر آرامش دارید درحال زندگی در زمان حال هستید.

 
* ارزشمند ترین ثروتی یک مرد می تواند در این دنیا مالک آن باشد، قلب یک زن است.

 
* کسی که در برابر خداوند زانو می زند، میتواند در برابر هر کسی ایستادگی کند.

 
* فراوانی باران را می شنوم! موفقیت در راه است، پیروزی شما نزدیک است و نعمتهای خدا در کنارتان. حقیقت این است، "هنوز حتی ابر کوچکی هم نمی بینم. اما در اعماق جانم می دانم، حــــــادثه خــــوبی قـــــرار اســـت اتــــــفاق بیــــفتد!!!"
* تازمانی که مشغول بازخوانی فصل پیشین زندگی خود هستید، نخواهید توانست فصل بعدی آنرا آغاز کنید.

 
* آسانسور موفقیت خراب است، باید از پله ها استفاده کنید، یک قدم در هر زمان.

 
* کمال را نمی توان بدست آورد، اما اگر به دنبال آن باشید می توانید به برتری برسید.

 
* دوست داشتن به معنی عذر خواهی نیست، بلکه به معنای اجتناب از کارهایی است که شما را مجبور به عذر خواهی میکند.

 
* برای دو چیز نباید وقتتان را تلف کنید: مسائلی که برایتان اهمیت ندارند و کسانی که فکر می کنند شما اهمیتی ندارید.

 
* لبخند بزنید و بگذارید همه بدانند که امروز بسیار قوی تر از دیروزتان هستید!

 
* وقتی واقعاً کسی را دوست داشته باشید، سن، فاصله، قد و وزن فقط یک عدد خواهند بود.

 
* روابط مانند پرندگان هستند، اگر آنها را خیلی محکم نگهدارید، می میرند. اگر خیلی سست نگهدارید، می پرند. اما اگر آنها را با مراقبت و دقت نگهدارید، برای همیشه کنارتان خواهند ماند.

 
*  جملاتی زیبا درباره تجارت:
درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.
انتطارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.

 
* 7 جمله دوست داشتنی:

 
1- با گذشته تان صلح برقرار کنید تا زمانِ حالِ شما را تباه نکند.

 
2- آنچه که دیگران درباره شما فکر می کنند اهمیتی ندارد.

 
3- زمان همه چیز را التیام می بخشید. کمی زمان دهید، فقط مقداری.

 
4- هیچکس دلیل خوشبختی شما نیست مگر خود شما.

 
5- زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید، شما درک درستی از ماهیت سفر آنها ندارید.

 
6- زیاد فکر نکنید، ندانستن پاسخ همه پرسشها اشکالی ندارد.

 
7- لبخند بزنید، شما صاحب همه مشکلات دنیا نیستید.

 
* برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی و یا "برده" عقاید و اندیشه های خود باشند.

 
* بهترین انتقام این است که به راه خود ادامه دهید و اتفاقات بد را فراموش کنید، به هیچکس اجازه ندهید از تماشای رنج شما لذت ببرد.

 
* در آغوش گرفتن ها برای این ابداع شدند تا بدون اینکه مجبور به گفتن چیزی باشید به انسانها بفهمانید چقدر دوستشان دارید!

 
* دوست واقعی کسی است که وقتی زمین خورده اید تلاش کند بلندتان کند، و اگر نتوانست او نیز همانجا کنار شما بنشیند!

 
* شما در انتخاب آزادید... اما از پی آمد انتخابتان آزاد نیستید... عاقلانه انتخاب کنید...

 
* برخی افراد نمی توانند تحمل کنند که شما در حال پیشرفت در زندگیتان هستید و به همین خاطر برای عقب نماندن از شما، گذشته تان را پیش می کشند و موانعی در مسیرتان ایجاد می کنند. به آنها توجه نکنید و به راهتان رو به جلو ادامه دهید...

 
* اینکه در گذشته چه کسی بودید اهمیتی ندارد، اینکه تبدیل به چه کسی شده اید مهم است.

 
* گاهی اوقات به ما فقط چند دقیقه فرصت داده میشود تا با کسی که دوستش داریم دیدار کنیم، و سپس هزاران ساعت تا با فکر کردن به او سپری کنیم.

 
* وقتی زندگی یک صد دلیل برای گریستن به شما نشان می دهد، به زندگی نشان دهید که یک هزار دلیل برای لبخند زدن وجود دارد!

 
* تفاوت بین استعداد و هوش: راه رفتن روی طناب بر فراز آبشار نیاگارا "استعداد" است. امتحان نکردن چنین چیزهایی "هوش" است!

 
* هرگز اجازه ندهید کسی الویت شما باشد درحالی که شما فقط یکی از انتخابهایش هستید!

رابطه روز تولد و شخصیت شما

رابطه روز تولد و شخصیت شماروان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید

فرض می کنیم که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :

2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید .
تفسیر اعداد :

 

1- خالق و مبتکر :

' یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال 'یک' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند .

 

2- پیام آور صلح :

' دو' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

 

3- قلب تپنده زندگی :

' سه ' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند .

 

4- محافظه کار :

' چهار' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند . بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند .

 

5- ناهماهنگ با جماعت :

' پنج' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند .

 

6- رمانتیک و احساساتی :

' شش' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند .. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.'شش' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند .

 

7- عاقل و خردمند :

' هفت' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !

 

8- آدم کله گنده :

' هشت ' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند .

 

9- اجرا کننده و بازیگر :

' نه ' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

داستان های کوتاه و خواندنی


 





از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

گروه مرداب | www.Mordab.In

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر


یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.


گروه مرداب | www.Mordab.In

حکایت چهار دانشجو‎


چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:


که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟
2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!


گروه مرداب | www.Mordab.In

مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...


گروه مرداب | www.Mordab.In

آیینه و شیشه


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...


گروه مرداب | www.Mordab.In

میمون ها و کلاه فروش


کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد


گروه مرداب | www.Mordab.In

تغییر دنیا


بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"


گروه مرداب | www.Mordab.In

زشت ترین دختر کلاس


دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست


گروه مرداب | www.Mordab.In

مفهوم خانواده

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...


آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!

شانس خود را امتحان کنید!

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد .

باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد.

گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد. سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد.اما...گاو دم نداشت!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

4 برادر !!!

چهار برادر ، خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و دکتر،قاضی و آدمهای موفقی شدند. چند سال بعد، آنها بعد از شامی که باهم داشتند حرف زدند.
اونا درمورد هدایایی که تونستن به مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد ، صحبت کردن.
اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم … دومی گفت: من تماشاخانه (سالن تئاتر) یکصد هزار دلاری در خانه ساختم. سومی گفت : من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره.
چهارمی گفت: گوش کنید، همتون می دونید که مادر چقدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و میدونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه ، چون چشماش خوب نمی بینه.
من ، راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که میتونه تمام کتاب مقدس رو حفظ بخونه .

این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفت. من ناچارا” تعهد کردم به مدت بیست سال و هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم.
مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه. برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
پس از ایام تعطیل، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت: میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه .
من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم.به هر حال ممنونم.
مایک عزیز،تو به من تماشاخانه ای گرونقیمت با صدای دالبی دادی.اون ،میتونه پنجاه نفرو جا بده ولی من همه دوستامو از دست دادم ، من شنوایییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام .
هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم ولی از این کارت ممنونم.
 
ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم.من تو خونه می مونم ،مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم.
این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم
ملوین عزیز ترینم ،تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی. جوجه ، خیلی خوشمزه بود!! ممنونم

چرا طلا برای مردان حرام است؟

پیش از همه باید بدانیم که خداوند هر چیزی را که برای ما نهی کرده است ضررهایی دارد که به خودمان برمی گردد. اما از جمله ضررهایی که می توان برای استفاده طلا برای مردان برشمرد عبارتند از: از نظر پزشکی، طلا روی گلبول های قرمر خون مردان اثر سوئی دارد و سیستم ایمنی بدن آنان را دچار اشکال می کند. وقتی طلا با پوست تماس پیدا می کند، یون های آن وارد بدن می شوند. این یون ها در مردان در کبد جمع و همان جا متوقف می شوند و موجب اختلال می شوند.

تحقیقات پزشکان در سالهای اخیر نشان داده است که طلا دارای خاصیت شبه القائی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی می گذارد این خاصیت باعث می شود خون دچار غلظت خاصی شود و حالت کثیفی به آن دست دهد. البته نکات دیگری هم هست که در مجموع، موجب امراض قلبی و خونی و سکته می شود و این اثرات در مردان متفاوت است.

● ضرر طلا برای مردان از نظر پزشکی

با وجود اتفاق نظر مراجع در حرام بودن استفاده از طلا برای مردان، استفاده از این فلز در بین آقایان رو به افزایش است، تأملی در مضرات استفاده از طلا برای مردان، گواهی برای اثبات علت حرام شمردن آن برای مردان در دین مبین اسلام است .

طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Au، لاتین aurum و عدد اتمی ۷۹ وجود دارد. طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.

طلا از واژه سانسکریت Jval گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از ۲۶۰۰ قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.

محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.

طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند. یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است. فلز طلا به عنوان زیبا ترین، قابل انعطاف ترین و چکش خوارترین فلز جهان شناخته شده است. اگر کل طلای پالایش شده در جهان را چکش کاری کرده و گردهم جمع کنیم به یک مکعب یکپارچه با هر ضلع به طول ۲۰ متری تبدیل می شود. طلای بومی هشت تا ده درصد نقره دارد. این مقدار می تواند کم و زیاد شود و برای همین طلا با رنگهای مختلف به وجود می آید. هرچه مقدار نقره بیشتر شود رنگ طلا سفیدتر و جرم ویژه آن کمتر می شود. آلیاژهای مختلفی چون مس، آهن و آلومینیوم با طلا ترکیب می شود و رنگهایی چون قرمز، سبز و ارغوانی را به وجود می آورد.

بیشترین مصرف طلا در ضرب سکه و جواهرات است و برای مبادلات پولی استفاده می شود. به علت هدایت الکتریکی خوب و مقاومت خود در برابر فرسایش و سایر ویژگیهای این فلز، طلا به عنوان مهمترین فلز در صنایع پیشرفته (High tech) مورد استفاده قرار می گیرد. همانند نقره که با جیوه مخلوط می شود و برای پرکردن دندان استفاده می شود ترکیب طلا و جیوه نیز می تواند ماده محکمی برای مصرف دندانپزشکی فراهم کند.

در جدیدترین استفاده طلا از نانومواد طلا، نمک طلا است که در مقیاس نانومتریک است که برای مصارف بیولوژیکی و پزشکی استفاده می شود و در درمان سرطانها و بیماریهای کبدی کاربرد دارد. از نمکهای خاص طلا برای درمان رماتیسم مفصلی استفاده می کنند. طلا به عنوان یک منعکس کننده خوب برای نور است، از این رو از طلا یا ورقه های بسیار نازک آن به عنوان محافظ سطح بسیاری از ماهواره ها استفاده می کنند. چرا که ماهواره ها در برابر نورهای مادون قرمز ماورای بنفش و نورستارگان تحت تأثیر قرار گرفته و می تواند در برنامه ها اختلال ایجاد کند کشیدن یک سطح نازک از طلا می تواند به انعکاس این نور کمک کند.

بدن انسان طوری است که فلز طلا و همینطور نقره و پلاتین را جذب نمی کند به این معنا که ترکیبات طلا چندان سمی نیست اما براساس گزارشهای منتشر شده ۵۰ درصد بیماران ورم مفاصل که با داروهای ایزوتوپ طلا درمان شده اند دچار آسیبهای کلی بر کبد شده اند این تحقیق تنها در حد گزارش بوده و تا کنون مستنداتی در این رابطه ارائه نشده است.

از میان دیگر عوارضی که طلا برای مردان ایجاد می کند می توان به تحقیقاتی اشاره کرد که در سال ۱۹۹۰ در آمریکا انجام شده است. محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.

رهایش کن!

اگر چیزی را می خواهی رهایش کن!
وقتی کشاورزی بخواهد دانه های بیشتری از زمین دریافت کند بذرهایش را برمی دارد و به زمین می سپارد. این بذرهای گرانبها با اندیشه های سبز کشاورز و جملات زیبایش به خداوند، به هزاران برابر تبدیل می شود.
او با خدا این گونه زمزمه می کند: خداوندا این بذرها را به دست زمین تو می سپارم، باشد تا با آفتابت، با بارانت و با مهرت آنها را گسترده کنی.
عزیزان دل؛ قانون دهش، قانونی فوق تصور است، برای دریافت آنچه در عمق درونتان می پرورانید. هر کس بدون وابستگی به چیزی و فقط با فرمان به جهان هستی می تواند آرزوهای خود را تحقق بخشد. بسیاری از دوستان می پرسند این وابستگی چه مفهومی دارد؟ مگر نمی گویید باید به طور مداوم برای رسیدن به آرمان هایمان تلاش کنیم، پس گیر دادن و وابستگی یعنی چه؟
یاران من؛ اگر همیشه در تعقیب کسی باشید یا به دنبال چیزی بدوید آن را از خود دور کرده اید. این اصل در مورد پول، همسر، دوستان و... هم صدق می کند. به طور ساده تر اگر منتظر تلفنی باشید و تمام هفته پایتان را از خانه بیرون نگذارید و حتی به حمام هم نروید و درست کنار تلفن بنشینید و منتظر بمانید، همه به شما زنگ می زنند به غیر از آن کسی که منتظرش بودید.
حتما برایتان پیش آمده که بخواهید خانه یا اتومبیل خود را به ضرورتی به فروش برسانید در این طور مواقع به طور معمول مشتری پیدا نمی شود هر چقدر شما قیمت را پایین می آورید باز هم فایده ای ندارد در حقیقت شما با توجه ای بیش از حد به یک خواسته و به عبارت ساده تر با گیر دادن به آرمان ها و آرزوهایتان آن را از خود دور کرده اید. راه حل چیست؟ آرام شوید و به جای وابسته شدن به آن خواسته، آن را به دست خداوند بسپارید. دوباره یاد آن کشاورز بیفتید، او بذرهایش را دوست دارد ولی آن را به زمین هدیه می دهد و زمین در مقابل این گذشت، صدها برابرش را برمی گرداند.
عزیزان دل، کمی فکر کنید. اگر وابستگی به چیزی مانع جریان یافتن خوبی ها به زندگی شما شود آن گاه وابسته نبودن که نقطه مقابل آن است باعث سرازیر شدن همه آنچه که آرزو داریم به زندگی ما می شود.
خلاصه کلام این است: اگر می خواهید چیزی یا کسی را به دست آورید، رهایش کنید.

اس ام اس های ویژ اعیاد شعبان

ضمن تبریک اعیاد ویژه به شما عزیزان

ولادت امام حسین (ع)

اي دلنواز قاري قرآن خوش آمدي
در بيت وحي با لب خندان خوش آمدي
اي العطش، ترانه ي قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدي
***
اشگها بين كه از اين خنده بدامان دارد
ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام
بهين جشن و سرور شيعيان است
دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری
سرور معنوي بر پاست هر جا
سلام اي صفاي دل عاشقان

***


** ولادت حضرت عباس(ع)**

مـيـلاد مسعـود اباالفضل جوان است
هـنگام شـادي و سرور شيـعـيـانــسـت
از دامـن ام البنين ماهي عيان است
كز روي وي شرمنده مـاه آسـمـانست

*****
شب به كاخ مرتضى ماهى پديدار آمده
ماهى كه پيش نور وى خورشيد و مه تار آمده
ماهى كه بر حسن صدها خريدار آمده
اى طالب ديدار مه هنگام ديدار آمده
فلاكيانش سر به سر حيران رخسار آمده
اكو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده

****
چه عباس آنكه در حشمت امير راستين آمد
چه عباس آنكه از همّت پناه مسلمين آمد
چه عباس آنكه از اصل و نسب از دوره هاشم
چو جان مرتضى و حُسن خيرالمرسلين آمد

*********


*ولادت امام سجاد علیه السلام*
سلام اى چارمين نور الهى
كليم وادى طور الهى
تو آن شاهى كه در بزم مناجات
خدا مى‏كرد با نامت مباهات
تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند

******
جشن ميلاد امام چارمين آمد پديد
روز وجد مؤمنات و مؤمنين آمد پديد
درّة التّاج فضيلت جوهر علم لدن
حضرت سجّاد زين العابدين آمد پديد

******
چو خورشيد جمالش مشرق از برج كمال آمد
خدا را شد جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد
شد از برج عبوديت عيان شمس ربوبيّت

تجلّى جمال آن جا تجلّى جلال آمد



* ولاد حضرت علی اکبر(س) و روز جوان*

از دامان ليلا گلى بر آمد
شبيه حضرت پيغمبر آمد
از بهر عابدين ، برادر آمد
به به به به على اكبر آمد

****

خدا از عرش اعلى گل بريزد
پيمبر نقل، مولا گل بريزد
ز جنت حضرت زهرابه فرق
عروسش ام ليلا گل بريزد

*****
خورشيد چو گل معطر آمد ياران
مرآت رخ پيمبر آمد ياران
شد بيت حسين رونق افزاى بهشت
ميلاد على اكبر آمد ياران

***
جلوه ى ذات خداى دادگستر اكبر آمد
مرحبا آئينه ى روى پيمبر اكبر آمد
از قدومش شد هويدا جنت موعود ما را

آنكه شد خلد مخلّد پاى تا سر اكبر آمد



به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.

به مناسبت عید نیمه شعبان


- چه جمعه‌ها که يک به يک غروب شد نيامدي چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي



- تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي



- وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده باد روز وصلش مي‏رسد، ايام هجران مي‏رود



- دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو



- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان



- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي



- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد



- آقا!

قنوت سبز نمازم به التماس در آمد چه مي‌شود که مرا خيري از دعاي تو باشد



- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد



- ما معتقديم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تير خواهد زد



- مهدي جان!

سئوالي ساده دارم از حضورت من آيا زنده‌ام وقت ظهورت

اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم

دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم



- بر چهره پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات



- آقا بيا به خاطر باران ظهور کن ما را از اين هواي سراسيمه دور کن

وقتي براي بدرقه عشق مي‌روي از کوچه‌هاي خسته ما هم عبور کن



- سر راهت در انتظارم برده هجرت صبر و قرارم

جز ظهورت اي گل زهرا به خدا حاجتي ندارم




- سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي‌گردد مهدي به ميان شيعه برمي‌گردد



- اگر که آمدي من رفته بودم اسير سال و ماه و هفته بودم

دعايم کن دوباره جان بگيرم بيايم در رکاب تو بميرم



- هنوزم انتظارم انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است

هنوزم خواب مي‌بينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است

همان مردي که آيد جمعه روزي و اين پايان خوب انتظار است



- اگر از منتظرانت بودم چون ديده نرگس نگرانت بودم

با اين همه رو سياهي و سنگدلي اي کاش که از همسفرانت بودم



- سلام اي انتظــار انتظـــارم سلام اي رهبر و اي يادگارم

سلامم بر تو اي فرزند زهرا سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا



- اين ديده نيست قابل ديدار روي تو چشمي دگر بده تا تماشا کنم تو را




- امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس وز برج ولايت قمرى داد به نرجس

خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس



- بر منتظرين مژده بده منتظر آمد از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد




- سپيده خواهد آمد ياس نرگس خواهد آمد

گر تکاني بدهيم بر دلمان مهدي صاحب زمان، خواهد آمد



- كاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...



- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!



- به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.



- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟



- مهدي جان!

به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.



- تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.



- مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.



اگر به خانه ی من آمدی

اگر به خانه ی من آمدی

برایم مداد بیاور

مداد سیاه

می خواهم روی چهره ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم،

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده

 برای محو لبها

نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان،

سیاهم کند!

یک بیلچه،

تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم

شخم بزنم وجودم را

بدون اینها راحت تر به بهشت می روم گویا!

یک  تیغ بده؛

موهایم را از ته بتراشم

سرم هوایی بخورد

و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم

نخ و سوزن  هم بده،  

برای زبانم می خواهم

بدوزمش به سق

اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود

می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی

مغزم را که شستم،

پهن کنم روی بند

تا آرمانهایم را باد با خود ببرد

به آنجایی که عرب نی انداخت.

می دانی که؟

باید واقع بین بود!

صدا خفه کن

 هم اگر گیر آوردی بگیرمی خواهم وقتی

به جرم عشق و انتخاب،

برچسب ف/ا/ح/ش/ه می زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشا د،

فحش و تحقیر تقدیمم می کنند!

تو را به خدا

اگر جایی دیدی "حقی" می فروختند

برایم بخر

تا در غذا بریزم

ترجیح  می دهم خودم قبل از دیگران حقم را  بخورم!

و سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم  یک پلاکارد بخر

به شکل گردنبند

بیاویزم به گردنم

و رویش با حروف درشت بنویسم:

"من یک انسانم ".

"من هنوز یک انسانم"

"من هر روز یک انسانم"


شخصیت خود را کشف کنید

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

1- دریا را با كدام یك از ویژگی های زیر تشریح می‌كنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

2- كدام یك از اشكال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

3- فرض كنید در راهرویی راه می‌روید. دو در می‌بینید. یكی در 5 قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. كلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟

4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی كه برایتان دارند بگویید . قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

5- دوست دارید در كدام قسمت كوه باشید؟

6- در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه‌ای، سیاه یا سفید

7- توفانی در راه است. كدامیك را انتخاب می‌كنید: یك اسب یا یك خانه؟


و اما پاسخ‌ها:

1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بی‌خیال
شفاف: به سادگی قابل درك
گل‌آلود: آشفته و سردرگم



2- دایره : سعی می‌كنید طوری رفتار كنید كه خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)



3-  بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.



4- این سئوال، اولویت‌های شما در زندگی را مشخص می‌كند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج



5- میزان ارتفاعی كه انتخاب می‌كنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .



6- قهوه‌ایی: فروتن و خاكی
سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سركش، هیجان‌انگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار



7- این سئوال، اولویت‌های شما به هنگام مشكلات را تعیین می‌كند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان

با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید.آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.


تست شخصیت شناسی با انگشتان

با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید
تست شخصیت شناسی با انگشتان
آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.



انگشت شماره ۱
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.


انگشت شماره ۲
این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.


انگشت شماره ۳
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.


انگشت شماره ۴
این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.


انگشت شماره ۵
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند  .

تست روانشناسي عجيب و جديد

نکته : با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب

به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.

مثلا اگر گزینه پ سوال  ۱را انتخاب کردید

دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید

فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

 

۱)بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴
 

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال۳

۳)اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
 

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
 

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸
 

۶)آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸

۷)به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
 

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
 

۹)آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
 

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

پاسخ تست:

شخصیت نوع یک:
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
 

شخصیت نوع دو:
کاملا” خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی‌کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
 

شخصیت نوع سه:
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
 

شخصیت نوع چهار:
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید.

شخصیت شناسی با پرندگان

شخصیت

شناسی با پرندگان

 

اول فروردین تا 25 فروردین "شاهین"

مقتدر و توانا هستید. معمولاً با مهارتی که در کارها و عمل تان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید.

 

26 فروردین تا 22 اردیبهشت "مرغابی "

برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید، اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند. گاهی بی دقت می شوید، بنابراین ضررهایی می بینید.

 

23 اردیبهشت تا 19 خرداد "قمری"

طبیعتاً آرامش طلب هستید و از یک زندگی آرام لذت می برید و به ندرت از آن خسته می شوید. بردبار، سازگار و در عین حال جذاب هستید.

 

20 خرداد تا 16 تیر "عقاب "

شخصیتی بسیار محترم دارید. هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید.

 

17 تیر تا 13 مرداد "بلبل"

معمولاً قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید. هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرف های شما به عمل نمی رسد.

 فال و طالع بینی  - انواع فال و طالع بینی - فال روزانه - فال روز

14 مرداد تا 10 شهریور "مرغ ماهی خوار"

شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق "رویارویی" است و از این کار لذت می برید. مهمترین مسائل پیرامون خود را به مرور و با خونسردی حل و فصل می کنید. بسیار حساس و تیزهوش هستید.

 

11 شهریور تا 7 مهر "قو"

همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید. با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید. به ندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.

 

8 مهر تا 5 آبان "دارکوب "

سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا. برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید. برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید، اما این فقط ظاهر شماست !

 

6 آبان تا 3 آذر "باز کوچک"

ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و از آنچه در اطراف تان می گذرد، آشفته و مضطرب نمی گردید.

 

4 آذر تا 2 دی "کلاغ "

به غایت گیرا، پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش، در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زیردست هستید. عاشق رقابت بوده و از طبیعت، جنگل و اصولاً محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید.

 

3 دی تا 30 دی "حواصیل"

جذاب و متفکرید و معمولاً تنها و منزوی به نظر می آیید. در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید، اما آن قدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید.

 

1 بهمن تا 28 بهمن "سینه سرخ "

شما یک برون گرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولاً پنهان می کنید و گاهی خود رای هستید. بسیار خانواده دوست هستید، اگرچه گاهی کمی ستیزه جو می شوید.

 

29 بهمن تا آخر اسفند "سهره"

زرنگ، حساس و گوش به زنگ و ذاتاً فردی اجتماعی و خون گرم هستید، چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند. منظم و اهل ورزش هستید.

اصل 90/10 را کشف کنید

این اصل، زندگی شما را دگرگون خواهد کرد
(یا حداقل، روش شما در عکس‌العمل به مسائل را متحول خواهد کرد)


این اصل چیست؟

10% از زندگی، آن چیزی است که برای ما اتفاق می‌افتد.

و 90% از زندگی را خود شما با واکنش‌هایتان به امور تعیین می‌کنید.

این یعنی چه؟

یعنی
ما واقعا بر 10% از اتفاقاتی که برایمان می‌افتد هیچ کنترلی نداریم.

ما نمی‌توانیم ماشین در حال سقوطی را از سقوط کردن بازداریم.
هواپیما ممکن است دیر برسد و تمام زمان‌بندی‌های ما را به هم بریزد.
یک راننده دیگر ممکن است ما را در ترافیک اسیر کند.

ما بر این 10% هیچ کنترلی نداریم.

اما، 90% دیگر، فرق دارند.
90% بقیه را "شما" تعیین می‌کنید.

چگونه؟
با عکس‌العمل‌هایتان.

چراغ خطر را شما کنترل نمی‌کنید.
اما، شما می‌توانید واکنش خود را به آن کنترل کنید.

اجازه ندهید مردم شما را احمق فرض کنند.
"شما" می‌توانید واکنش‌های خود را کنترل نمایید.

اجازه بدهید مثالی بزنم :

شما با خانواده‌تان در حال صرف صبحانه هستید.
دست دخترتان به فنجان قهوه می‌خورد و فنجان روی لباس کار شما می‌ریزد.

شما روی این اتفاق، هیچ کنترلی ندارید.

بعد چه اتفاقی می‌افتد؟
این، با واکنش شما تعیین می‌شود.

شما فریاد می‌زنید.
دخترتان را به خاطر ریختن قهوه، با خشونت سرزنش می‌کنید.
او شروع به گریه می‌کند.

بعد از سرزنش دختر، رو به همسرتان کرده و
او را به خاطر گذاشتن فنجان نزدیک لبه میز
مواخذه می‌کنید.
و یک درگیری لفظی پیش می‌آید.

با عصبانیت، به طبقه بالا رفته و لباستان را عوض می‌کنید.
به طبقه پایین برگشته، و دخترتان را می‌بینید که در حالیکه گریه می‌کند،
مشغول تمام کردن صبحانه‌اش است تا برای رفتن به مدرسه حاضر شود. او از سرویس مدرسه هم جا می‌ماند.


همسرتان رفته، چون باید زودتر سر کارش می‌رسید.
شما به سوی ماشین می‌دوید تا سریع‌تر دخترتان را به مدرسه برسانید.

چون دیر شده، با سرعت 70 کیلومتر در ساعت، در جایی که حداکثر سرعت مجاز، 50 کیلومتر بر ساعت است می‌رانید

با 15 دقیقه تاخیر و پرداخت 60 دلار جریمه،
به مدرسه می‌رسید.
دختر شما، بدون خداحافظی، پیاده شده و به طرف ساختمان مدرسه می‌رود.

پس از رسیدن به محل کار، و با 20 دقیقه تاخیر،
متوجه می‌شوید که کیفتان را جا گذاشته‌اید.

امروز بسیار بد شروع شد. این‌طور که پیش می‌رود، به نظر می‌رسد بدتر و بدتر شود.
به هرحال منتظر می‌مانید تا به خانه برسید.

و به خانه که می‌رسید، متوجه اشکالی در رابطه همسر و
دخترتان با خود می‌شوید.

چرا؟
به خاطر رفتاری که صبح انجام دادید.

الف) آیا قهوه باعث شد؟
ب) آیا دختر کوچک باعث شد؟
ج) آیا پلیس باعث شد؟
د) آیا "شما" باعث شدید؟

جواب، گزینه " د" است.

شما هیچ کنترلی بر اتفاقی که برای فنجان قهوه افتاد نداشتید.

اما چگونگی واکنش شما در آن 5 ثانیه
باعث پدید آمدن آن روز بد شد.

این چیزی است که آن روز، می‌توانست و می‌باید اتفاق می‌افتاد:

قهوه روی لباس شما می‌ریزد.

دخترتان بغض می‌کند.

شما به ملایمت می‌گویید:

"اشکالی نداره عزیزم، فقط از این به بعد بیشتر دقت کن"

سریع، یک حوله برمی‌دارید و به اتاق بالا می‌روید، لباستان را عوض می‌کنید.
کیفتان را برمی‌دارید، می‌روید طبقه پایین. از پشت پنجره، دخترتان را می‌بینید که سوار سرویس مدرسه‌اش می‌شود.
او برمی‌گردد و برای شما دست تکان می‌دهد.
شما 5 دقیقه زودتر، با سلامی شادمانه به همکاران، از راه می‌رسید.
تفاوت را احساس می‌کنید؟


دو سناریوی متفاوت
هر دو با یک شروع
و هر کدام، با پایانی متفاوت
چرا؟
به خاطر نوع واکنش شما.

شما، واقعا بیش از 10% بر چیزی که
در زندگی‌تان اتفاق افتاد، کنترل نداشتید.

90% بقیه، با واکنش شما مشخص شده است.

در اینجا چند روش برای به کار بستن اصل 90/10 را می‌آوریم:

اگر کسی، علیه شما چیزی گفت،
مانع نشوید.
اجازه بدهید آتش حملاتش خاموش شود.
شما نباید اجازه بدهید که نظرات منفی
روی شما تاثیر بگذارد.

و بهترین عکس‌العمل را انجام دهید تا روزتان خراب نشود.
یک عکس‌العمل اشتباه، ممکن است منجر به از دست دادن یک دوست،
اخراج شدن، یا به شدت عصبی‌شدن شود.


اگر کسی در ترافیک راه شما را ببندد، عکس‌العمل شما چیست؟

آیا تعادلتان را از دست می‌دهید؟
یا به فرمان می‌کوبید؟ (یکی از دوستان خود من، فرمانش به همین خاطر کج شده بود)
آیا ناسزا می‌گویید؟ یا آمپر می‌چسبانید؟
چه کسی نگران است اگر شما 10 ثانیه دیرتر به سر کار برسید؟
چرا اجازه می‌دهید ماشین‌های دیگر باعث شوند رانندگی شما خراب شود؟


اصل 90/10 را به خاطر بیاورید،
و اصلا نگران نباشید.

به شما گفته‌اند که شغلتان را از دست خواهید داد.
چرا آزرده و بی‌خواب شده‌اید؟
این مشکل حل خواهد شد.

این انرژی و وقتی که صرف نگرانی می‌کنید را
صرف یافتن یک کار جدید کنید.

هواپیما تاخیر دارد. و این باعث می‌شود که زمانبندی امروز شما فشرده‌تر شود.

چرا ناراحتی خود را سرِ خدمه پرواز خالی می‌کنید؟
او بر آنچه پیش می‌آید، کنترلی ندارد.

از زمانتان برای مطالعه، یا شناختن بقیه مسافران استفاده کنید. چرا عصبانیت؟
این کار، وضع را خراب‌تر خواهد کرد.


اکنون شما اصل 90/10 را می‌دانید.
آن را به کار بگیرید تا از نتایج آن شگفت‌زده شوید.
امتحان آن ضرری ندارد.

اصل 90/10 فوق‌العاده است.
افراد اندکی این اصل را می‌دانند و آن را به کار می‌گیرند.

نتیجه؟
خودتان آن را به چشم خواهید دید!

میلیون‌ها انسان از مهار نکردن استرس،
بلایا، مسائل و سردرد
رنج می‌برند.

همه ما باید اصل 90/10 را درک کرده،
و آن را به کار ببریم.

آن اصل می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد!

فقط نیروی اراده لازم است تا خود را مجاب کنیم
و تمرین بیشتری داشته باشیم.

به طور قطع، هر کاری که ما انجام می‌دهیم، بخشیدن، صحبت کردن، یا حتی فکر کردن، مانند بومرنگ هستند

 چون آنها به سوی ما بازمی‌گردند ...

اگر می‌خواهیم چیزی دریافت کنیم، می‌بایست اول یاد بگیریم که ببخشیم ...
ممکن است با دستان خالی از دنیا برویم،
اما قلب ما از عشق لبریز خواهد بود ...

و کسانی که عاشق زندگی هستند نیز،
این احساس در قلبشان حک شده است.

با بکار گیری این اصل از زندگی لذت ببرید

متولدین ۱۲ ماه از این کارها اجتناب کنید


 ../upload/group/19/0.569412001302265100_6813.jpg

 

 

زن متولد فروردین

۱-انتقاد کردن از او در حضور دیگران بسیار وخیم است.در واقع او از انتقادات و حتی پیشنهادات در زمانی هم که با یکدیگر تنها هستید زیاد خوشش نمی آید
مگر اینکه این پیشنهادات کاملا سازنده بوده و با مقداری ملاحظه و احتیاط مطرح شوند.
۲-وقت نشناسی بخصوص او را بسیار ناراحت می کند.این واقیعت که خود او هم بندرت وقت شناس است,دلیل موجهی برای وقت نشناسی شما محسوب نمی شود!
۳-سعی نکنید دقت و توجه او را منحصرا به خود اختصاص دهید,زیرا او احتیاج دارد روزانه مقداری تنهایی و خلوت داشته باشد.
۴-از طعنه زدن و سرزنش کردن,زرنگی,بدزبانی و ناپختگی بپرهیزید.
۵-او موجودی مشکل پسند و باریک بینی است,بنابراین همیشه مراقب مرتب بودن سر و وضع و مطبوع بودن شخصیت خود باشید.

مرد متولد فروردین

۱-در اولین ملاقات حالت تهاجمی نداشته باشید.اگر به طرف او جذب شده اید
حداقل بگذارید او فکر کند که خودش در اظهار علاقه پیشقدم شده است.
۲-از هر نوع دخالتی در کارهای شغلی اش اجتناب کنید.
۳-او شدیدا از تظاهر و خودنمایی بدش می آید بنابراین سعی نکنید با مهم جلوه دادن خودتان و یا موقعیت اجتماعی خود او را تحت تاثیر قرار دهید.تا جایی که می توانید طبیعی و بی پیرایه باشید.

 

.

زن متولد اردیبهشت

۱-سعی نکنید چگونگی تفکر او را تغییر بدهید,زیرا او حس می کند برای حفظ
عقاید شخصی و خصوصی خود حقوقی دارد.
۲-برای اینکه با او کاملا هماهنگ باشید نباید او را وادار کنید علیرغم میل خود جایی برود و یا کسی را ملاقات کند.
۳-با او دعوا و جر و بحث نکنید.او شدیدا از اعتشاش و پرخاش بدش می آید.
۴-علاقه او به حرف زدن و نوشتن صحیح و درست,شما را ملزم می کند به انتخاب لغات و گرامر صحیح توجه و دقت داشته باشید.
۵-از اینکه موجودی پول پرست,مفلوک و یا طعنه زن به نظر بیاید اجتناب کنید,
زیرا طبیعت بخشنده او با این خصوصیات تناقض دارد.

مرد متولد اردیبهشت

۱-درباره سایر مردها و نقاط مثبتشان صحبت نکنید بخصوص در مورد کسانی که قبلا می شناختید یا فرضا شوهر سابقتان.از حسود کردن او بپزهیزید.
۲-او را درگیر خویشاوندان خود نکنید.اجبارهایی رابه او تحمیل نکنید و قرارهایی نگذارید که با سلیقه او جورنیست.
۳-از بد قولی بپرهیزید و عادات افراطی را در خود سرکوب کنید.
۴-از شب زنده داری زیاد خودداری کنید حتی اگر ظاهرا به نظر بیاید که او این کار را دوست دارد.علیرغم اینها او به آسانی از شب زنده داری خسته می شود.

زن متولد خرداد

۱-هر نوع آمادگی برای تغییر خلق و خو بدون دلیل واضح,بی صبری یا پرخاشگری را در خود سرکوب کنید و از موضوعات جدال برانگیز بپرهیزید.
۲-مشکلات خود را نزد او نبرید زیرا این موضوع او را افسرده می کند.
۳-سعی نکنید زندگی,عادات ,دوستانش را نظم و ترتیب بدهید.او طبیعتا موجود بسیار مستقلی است.
۴-خودتان را با اشخاص دیگر مشغول نکنید و مواظب هر نوع بی نظمی و بی توجهی در مورد عادات لباس پوشیدن خود باشید.

مرد متولد خرداد

۱-بدون اینکه خودش مایل باشد در زندگی خصوصی و افکار او کنجکاوی نکنید.
۲-به محافظه کاری او,با سخن گفتن غیر عادی,لباس پوشیدن غیر عادی,و کارهای غیرعادی دیگر,خدشه وارد نکنید.خیلی احتمال دارد که او سیگار کشیدن یا مشروب خوردن شما را تایید نکند…
۳-هر نوع تمایل به بد خلقی,اغتشاش یا ناسازگاری را در خود سرکوب کنید.
۴-سعی نکنید به او توصیه کنید که چه بخورد و چه بپوشد و اگر به نظر می رسد که به دوستان شما علاقمند نیست آنها را به او تحمیل نکنید.

زن متولد تیر

۱-لاابالی و نامرتب نباشید و نسبت به سر و وضع و رفتارتان بی توجهی نشان ندهید.
۲-از جر و بحث در مورد مسایل شخصی خودتان با او در انظار عموم خودداری کنید.
۳-از ولخرجی اجتناب کنید زیرا او صرفه جویی و عقل معاش را تحسین می کند.
۴-در حضور دیگران از انتقاد کردن از او خودداری کنید.

مرد متولد تیر

۱-سعی نکنید بر او مسلط شوید.
۲-از ولخرجی و اسراف و همینطور دخالت دادن اقوام در کارها دوری کنید.
۳-در رفتار خود محافظه کار باشید,از آرایش زیاد و لباسهای عجیب و غریب بپرهیزید.
۴-از برنامه ریزیهای کامل اجتماعی خودداری کنید,بگذارید او خودش برنامه ریزی کند.

زن متولد مرداد

۱-از لباسهای او,دوستانش,شخصیتش یا خانه اش انتقاد نکنید.
۲-از بحثهای مذهبی و سئوالهای مربوط به خانواده اش خودداری کنید.
۳-سعی نکنید بر او مسلط بشوید…مواظب باشید که عقاید خود,دوستان خود,ورزشهای مورد علاقه خود و ترجیحات خود را در مورد موضوعات مختلف,به او تحمیل نکنید.
۴-با او دعوا و غرغر نکنید.از آنجایی که او از طفره رفتن عصبانی می شود همیشه با او صادق و راستگو باشید.

مرد متولد مرداد

۱-سیگار نکشید,آدامس نجوید و در سایر عادات شخصی خود افراط نکنید(اگر حس می کنید که از این کارها خشمگین می شود).او در این موارد احساس خودش راروراست به شما خواهد گفت…
۲-از پرگویی در مورد خودتان,شغلتان,دوستانتان و بخصوص مردانی که می شناسید خودداری کنید.او دوست دارد خودش در مرکز صحنه باشد.
۳-به طور آشکار از مردها دلربایی نکنید و هرگز سعی نکنید حسادت او را عمدا تحریک کنید.
۴-سلطه جویی او را بپذیرید و او را وادار نکنید به مکانهایی برود یا کارهایی بکند که هیچ اهمیتی به آنها نمی دهد.
۵-او از اینکه در حضور جمع مورد بحث واقع شود و یا از او انتقاد بشود خوشش نمی آید.

زن متولد شهریور

۱-از عصبانی شدن و از کوره در رفتن اجتناب کنید,او آرام و وقار را تحسین می کند.
۲-از انتقادهای او ناراحت نشوید,زیرا او به طرف کمال حرکت می کند,هم برای خودش و هم برای شما.
۳-بدون مشورت با او تصمیمی نگیرید.او دوست دارد اظهار نظر کند و احساس کند که برای شما مفید است.
۴-زمانی که حس می کنید خودش شخصا میل به فاش کردن بعضی مسایل ندارد سعی نکنید در زندگی خصوصی او کنجکاوی کنید.به یاد داشته باشید که مهربانی و همدردی برای او خیلی بیشتر از تجملات و هدایای گرانبها ارزش دارد.

مرد متولد شهریور

۱-وقتی به نظر ساکت و متفکر می رسد با صحبت کردن مزاحمش نشوید.
۲-از اغتشاش و شلوغی بپرهیزید زیرا او برای صلح و هماهنگی ارزش زیادی قایل است..
۳-در مورد موضوعات بی اهمیت به او غرغر نکنید و در مورد مسایلی که کاری درباره شان نمی توان کرد غمگین و بهانه جو نباشید.او در مورد اتلاف انرژی بسیار تحریک پذیر می باشد.

۴-قبل از اینکه از تصمیماتش سئوال کنید صبر کنید تا آرامشش را بدست بیاورد.
از افراط در همه چیز خودداری کنید.منظور این است که همانطور که باید در مورد خارجی عواطف میانه رو باشید,در مورد عواطف درونی هم معتدل باشید.او یک میانه روی منطقی را دوست دارد.
۵-در مورد عادات شخصی یا طرز رفتارش مخالفت نکنید,زیرا او چه بوسیله کلام و چه به طرق دیگر نارضایتی خود را نشان می دهد.

زن متولد مهر

۱- سعی کنید در مسایل مختلف او را به آرامی متقاعد کنید.این کار خیلی بهتر از دستور دادن به اوست.
۲-به خود اجازه ندهید ستیزه جو یا تند زبان باشید.او یک محیط صلح آمیز را دوست دارد و از شما انتظار دارد که رعایت این موضوع را بکنید.
۳-او را مجبور نکنید در ورزشهای خارج از خانه با شما همراهی کند,زیرا تمایل زیادی به این کار ندارد.
۴-دایما در مورد امور مالی به او نصیحت و راهنمایی نکنید و از بحث راجع به امور شغلی و مسایل سیاسی بپرهیزید.اگر به موسیقی,هنرو ادبیات علاقه ای ندارید,نگذارید او بفهمد!سعی کنید به همه آنها علاقمند شوید.

مرد متولد مهر

۱-در حضور او با مردی زیاد خودمانی نشوید و نگذارید در مورد محبت شما تردید
کند.او میل دارد حس کند که تمام قلب شما متعلق به اوست.
۲-موجود تنبل و کودنی نباشید.تحسینی را که او برای شوخیهای جالب و هوشمندی قایل است,با داشتن این صفات,به خود اختصاص دهید.
۳-از هرگونه عملی که نشان دهنده این باشد که دارید به او دستور می دهید خودداری کنید و او را وادار نکنید شما را به تمام دوستانش معرفی کند.

زن متولد آبان

۱-اگر او خودش اهل زخم زبان زدن و بدگمانی باشد سعی کنید شما اینطور نباشید.
۲-از خود عدم شجاعت یا تمایل به عقب نشینی در مورد کار و کوشش نشان ندهید.
۳-از افسردگی و بدخلقی اجتناب کنید.او اشخاص سرزنده را دوست دارد.
۴-به نظر خسته و تنگ نظر نیایید زیرا او از دیدن هر نشانه ای از خست بخصوص در حضور دیگران خشمگین می شود.

مرد متولد آبان

۱-از صرف مقدار زیادی توجه به او دریغ نورزید..
۲-از موقعیتهای درگیر کننده با اقوام دوری کنید و از او انتظار نداشته باشید همیشه آماده پذیرفتن هر اجتماعی باشد.او بخصوص از مراسم رسمی خوشش نمی آید.
۳-زیاده از حد حالت مطمئن و مثبت به خود نگیرید…بخصوص اصرار نکنید اوچیزهایی را مطالعه کند که دوست ندارد.

زن متولد آذر

۱-او را مجبور نکنید شغل خود را رها کند.بگذارید در این مورد انتخاب با خودش باشد.
۲-از زنهای دیگر دلربایی نکنید.
۳-اگر او به زندگی فعال اجتماعی علاقه ندارد,از این نوع زندگی اجتناب کنید.
۴-در مورد اینکه چگونه باید لباس بپوشد,موهایش را آرایش کند,خانه اش را مبله کند و سایر چیزهایی که او آنها را در قلمرو حوزه خودش می داند سختگیر نباشید.

مرد متولد آذر

۱-اگر او دوست ندارد شما کار کند,اصراری نداشته باشید که بعد از ازدواج هم به شغلتان ادامه دهید.
۲-دوستان نامطبوع خود را رها کنید زیرا این آمادگی در اوهست که شما را از روی دوستانتان قضاوت کند.
۳-در مورد برنامه ریزی برای نامزدی,خانه و مسایل مشابه خواسته های او را در نظر بگیرید.
۴-در مورد کارهایتان اقوام خود را دخالت ندهید و از غرولند و انتقاد اجتناب کنید.

زن متولد دی

۱-سعی نکنید او را وادار کنید دوستانش را کنار بگذارد و از هر نوع تظاهری به حسادت خودداری کنید.
۲-درباره شخصیت و عادات خصوصی اش اشارات تحریک آمیز نکنید.
۳-به او هجوم نبرید و خودداری یا توداری او را محترم بشمارید.

مرد متولد دی

۱-سعی نکنید درباره مسایل پنهانی او کنجکاوی کنید.
۲-اگر او کم حرف و خاموش راترجیح می دهد,کوشش نکنید فریبندگیهای اجتماعی را به او تحمیل کنید.
۳-سعی نکنید او راتغییر بدهید.اگر نمی توانید او را همانطور که هست قبول داشته باشید اصولا از این رابطه صرف نظر کنید.

زن متولد بهمن

۱-در نقطه نظرهای خود سنتی و قدیمی نباشید.
۲-در مورد لباس و سرو وضعش چیزی به او دیکته نکنید.
۳-در میان جمع و در حضور دیگران با او مشاجره نکنید.
۴-نزدیکان و اقوام خود رابه او تحمیل نکنید مگر اینکه خودش آمادگی پذیرفتن آنها را داشته باشد.بگذارید او دوستانش رابرای خود حفظ کند.

مرد متولد بهمن

۱-از جر و بحث و دخالت در امور خصوصی او بپرهیزید.
۲-خود را درگیر و مشغول اشخاص دیگر نکنید و در عین حال نسبت به تعلقات او حسادت نشان ندهید.
۳-از گفته های مرموزی که او مکرر و فراوان به زبان می آورد رنجش به دل راه ندهید.

زن متولد اسفند

۱-مجبورش نکنید برای مدت زمان طولانی روی یک موضوع بخصوص تمرکز کند.
او به آسانی از این وضع خسته می شود و تغییر را دوست می دارد.
۲-در مورد مسایل مربوط به لباس پوشیدن و طرز رفتار خود بی دقتی نکنید و بر سر موضوعات بی اهمیت بااو دعوا نکنید.
۳-مکالمه را به خود اختصاص ندهید.او دوست دارد آزادانه درباره خودش سخن بگوید.
۴-از رفتار غیر عادی اجتناب کنید و به عقایدش در مورد پاکدامنی و تقوا بی احترامی نکنید و آنها را قدیمی تلقی ننمایید.
۵-به علت زن بودنش او را محدود نکنید او قویا به تساوی بین زن و مرد اعتقاد دارد.

مرد متولد اسفند

۱-سعی نکنید او را وادار کنید تملق بگوید او برای این کار خیلی صمیمی و بی ریاست.
۲-از اینکه او را به شتاب کردن وادارید بپرهیزید بخصوص در امور مربوط به کسب و کار.
۳-به یاد داشته باشید که توجهات کوچکی که به سایر زنان می کند هیچ اهمیتی ندارد و حسود نباشید.
۴-در مورد اشتباهاتش بی صبر یا نا مهربان نباشید و او را به خاطر مسایل بی اهمیت و جزئی بر نیانگیزید.

تست های ضریب هوشی جدید سال ۱۳۹۰

اگر دلتون میخواد که ضریب هوشی خودتونو بسنجید , به سوالاتی که در ادامه ی این مطلب وجود دارد را پاسخ دهید و خودتونو بسنجید , توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !...

 

۱) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟


کانادا - آمریکا - هیچ‌کدام

 

۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟


شمال - جنوب - هیچ‌کدام

 

۳) خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟


قرمز - آبی - هیچ‌کدام

 

۴) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۶) آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۷) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟


۱گرم - ۱۰۰گرم - هیچ‌کدام

 

۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟


۸ بار - ۹بار - هیچ‌کدام

 

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۰) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟


دو‌شب - پنج‌شب - هیچ‌کدام

 

۱۱) اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

 

۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۵) یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟


بهار - پاییز - هیچ‌کدام

 

۱۶) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟


آری - خیر - هیچ‌کدام

 

۱۸) اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟


پر - خالی - هیچ‌کدام

 

پاسخ سوالات در لینک زیر

 

 

● پاسخنامه


۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!
۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.
۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!

 

● تفسیر آزمون

اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی‌توجهید. حواستان کجاست؟

 

اگر تعداد جواب‌های درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان می‌دهد که چندان به جزییات توجه نمی‌کنید. شاید دارید به مسایلی توجه می‌کنید که بقیه به آنها توجه نمی‌کنند. خدا کند این‌طور باشد!

 

اگر تعداد جواب‌های درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است.شما خوب به جزییات توجه می‌کنید. خدا خیرتان بدهد!

 

اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!

 

20 راه استفاده از روان شناسی رنگ ها

هنگامی که تصمیم به طراحی دکوراسیون خانه دارید ، به احتمال زیاد روش های مختلفی را پیش می گیرید. ممکن است اشیا و رنگ های ساده ای را انتخاب کنید یا از الگوها و زمینه های جذاب و با شکوه برای دکوراسیون خانه خود استفاده کنید.با این حال ، رنگ ، عنصر قدرتمندی در دکوراسیون داخلی است که می تواند بسیار الهام بخش باشد و برای فضایی ساده و معمولی حال وهوایی ویژه و جلوه ای جذاب ایجاد کند.به ویژه هنگامی که از رنگ ها در دکوراسیون داخلی و خارجی خانه استفاده می شود . روان شناسی رنگ ، راه بسیار خوبی برای ایجاد یک خانه سالم و زیباست . در اینجا20 راه برای استفاده از روان شناسی رنگ ها در دکوراسیون خانه به شما معرفی می شود.

1- ایجاد توهم در فضا با رنگ های روشن : اگر می خواهید خانه شما از آنچه واقعا هست بزرگتر به نظر برسد توصیه می کنیم از رنگ های روشن و پرجنب و جوش مثل زرد و پوست تخم مرغی برای وسعت بخشیدن به فضای داخلی وخارجی خانه خود استفاده کنید. به عنوان یک هشدار، لازم است به شما بگوییم که در این مورد از رنگ سفید استفاده نکنید؛ زیرا این رنگ هرچند که بر فضا می افزاید ، اما باز نمی تواند به اندازه رنگ های تینت (مایه های روشن از یک رنگ ) موثر واقع شود.
 

2- تاحد امکان سعی کنید به جای رنگ های ساده که اسم آنها تک کلمه ای است ، از رنگ های ترکیبی که اسمی دو قسمتی دارند و نوع آنها کاملا در اسمشان توصیف شده است ، استفاده کنید. در این صورت دکوراسیون خانه شما حرفه ای تر و منحصر به فرد به نظر خواهد رسید، برای مثال سبز جنگلی یا سفید پوست تخم مرغی

3- در آشپزخانه خود با کمک رنگ قرمز ایجاد اشتها کنید: نشان داده شده است که قرمز در اکثر افراد ایجاد اشتها می کند و این یکی ازمهم ترین دلایلی است که اغلب رستوران ها از رنگ قرمز در قسمت های زیادی از دکوراسیون خود استفاده می کنند.از این رو توصیه می کنیم برای افزایش اشتهای فرزندان واعضای خانواده خود از رنگ قرمز در درکوراسیون آشپزخانه تان استفاده کنید؛ این رنگ را می توانید مثلا با کرکره پنجره و کابینت های بژ هماهنگ سازید.


 

4- رنگ آمیزی سالن انتظار و ورودی خانه را به نحوی با رنگ آمیزی دکوراسیون خارجی و داخلی خانه هماهنگ کنید؛ یکی از بهترین راه ها برای اینکه به میهمانان شما احساس شگفتی دست دهد ، این است که برای رنگ دکوراسیون ورودی خانه خود ، رنگ اصلی دکوراسیون خارجی منزل را با رنگ اصلی دکوراسیون داخلی خانه خود بیامیزید یا مقداری از رنگ اصلی دکوراسیون خارجی خانه را در دکوراسیون ورودی تان قرار دهید، این کار می تواند تاثیر بسیار خوبی روی افراد در هنگام ورود داشته باشد.

5- در زمستان خانه خود را با رنگ ها گرم کنید: با استفاده از رنگ های قرمز ، نارنجی و زرد در طراحی دکوراسیون داخلی خانه خود ، به خصوص در زمستان ، فضای خانه خود را گرم و صمیمی سازید و از میهمانان خود به گرمی استقبال کنید. اگر قصد فروش خانه تان را در زمستان دارید، حتما این نکته را مد نظر داشته باشید و به آن عمل کنید.


 

6- فضای خانه را در تابستان با کمک رنگهای سرد خنک سازید.: در امتداد خطوط همان رنگ های گرم در پاییز ، رنگ های سرد به ویژه آبی می تواند خانه شما را در تابستان باطراوت ،خنک و تمیز نشان دهد.اگر در تابستان قصد انجام پروژه نقاشی خانه خود را دارید حتما استفاده از رنگ های سرد را در نظرداشته باشید.
 

7- از رنگ هایی که از آنها خاطره دارید استفاده کنید: روان شناسان رنگ معتقدند که اگر افراد از رنگ هایی که آنها را یاد دوران کودکی شان می اندازد و از آنها خاطرات خوبی دارند در خانه به ویژه در آشپزخانه استفاده کنند، آن رنگ می تواند تداعی کننده خاطرات باشد و حال و هوا و احساس خوشایندی را برای آن فضا ایجاد کند.

اگر نمی توانید رنگهای موجود در خانه ای را که در دوران کودکی خود را در آن سپری کرده اید به یاد آورید بدانید که ترکیب قرمز و زرد می تواند ترکیب خوبی برای آشپزخانه شما باشد.

8- از رنگ های آرامش بخش برای فضاهای استراحت استفاده کنید: رنگ های خنک و ملایم برای فضاهایی مثل اتاق خواب می تواند جوی راحت و تسکین دهنده ایجاد کند. برای چنین فضاهایی از طیف های مختلف رنگ آبی ،سبز و حتی بنفش برای به آرامش رسیدن خود استفاده کنید. اگر از این تکنیک استفاده می کنید باید بدانید هرچه رنگ انتخابی شما تیره تر باشد تاثیرش واضح تر خواهد بود.
 

9- با ترکیب حالات مختلف ،اتاق ورزشی جسور داشته باشید: اگرچه ممکن است رنگ قرمز رنگی پرانرژی و مناسب برای اتاق ورزش به نظر برسد اما درواقع استفاده از مقدار زیادی رنگ قرمز در اتاق ورزش می توان بیش ازحد فضا را گرم و آزار دهنده کند.توصیه می کنیم برای رنگ آمیزی دیوارهای اتاق ورزش ،از ترکیبی متعادل مانند ترکیب زرد و آبی استفاده کنید.همچنین اگر تمایل به داشتن فضایی خنک و تسکین دهنده در اتاق ورزش دارید ترکیب سبز - آبی می تواند گزینه مناسبی برای شما باشد.

10- اگر فشار خون بالا دارید رنگ قرمز را ازخود دور نگه دارید: گرچه قرمز در دکوراسیون آشپزخانه سبب افزایش اشتها می شود اما طیف های تیره تر آن سبب افزایش فشار خون نیز خواهد شد. به افرادی که دچار مرض فشار خون هستند استفاده از این رنگ به ویژه طیف های تیره آن توصیه نمی شود.چنین افرادی اگر علاقه زیادی به رنگ قرمز دارند بهتراست کمتر از طیف های روشن تر آن استفاده کنند.

11- با استفاده از رنگی آشنا در سرویس بهداشتی ، خود را دوست داشتنی تر ببینید: توجه کنید که اگر رنگی وجود دارد که تمایل زیادی دارید اکثر لباس های خود را به آن رنگ بخرید، توصیه می کنیم ازهمان رنگ نیز برای سرویس بهداشتی استفاده کنید؛یا اگر از رنگی متنفرید هیچ لباسی به آن رنگ برتن کنید،هرگز از آن برای دکوراسیون سرویس بهداشتی نیز استفاده نکنید.مسلما شما انتظار دارید زمانی که در آینه سرویس بهداشتی به خود نگاه می کنید احساس خوبی به شما دست دهد و رنگی که در زمینه تصویر شما در آینه خودنمایی می کند ،می تواند بسیار در این احساس نقش داشته باشد.

12- تمرکز در اتاق کار با رنگ سبز: رنگ سبز در دکوراسیون اتاق کار سبب می شود تمرکز شما بر کاری که انجام می دهید چندین برابر شود ودرنتیجه با سرعت بیشتری کار خود را به اتمام می رسانید و می توانید دقایق بیشتری را در کنار اعضای خانواده خود سپری کنید.دیوارها را با سبز ملایم رنگ آمیزی کنید و رنگ های هماهنگ دیگری را نیز در درکوراسیون جای دهید. مراقب باشید که با استفاده بیش ازحد از طیف های رنگ سبز،اتاق کار خود را به جنگل تبدیل نکیند.

13- از رنگ اراغوانی محتاطانه استفاده کنید: اگرچه رنگ بنفش و ارغوانی سمبل سلامت و احساسات عاشقانه است ،اما از این رنگ به مقدار زیادی درطبیعت مشاهده نمی شود وتنها جنبه دکوراتیو و هنری دارد. اگر شما واقعابه وجود این رنگ در دکوراسیون خود تمایل دارید،تنها مقداری از آن را در کنار رنگ های طبیعی قوی مانند زرد و سبز استفاده کنید.

14- برای ایجاد جلوه ای طبیعی در خانه ، از رنگ قهوه ای استفاده کنید: اگر جلوه چوب یا چرم رادوست دارید و می خواهید دکوراسیون خانه شما جلوه ای طبیعی داشته باشد از رنگ قهوه ای در دکوراسیون خانه تان استفاده کنید.البته رنگ قهوه ای ممکن است در برخی از افراد ایجاد افسردگی کند.
 

15- رنگ مشکی تنها برای اتاق نوجوان مناسب نیست : شما می توانید در صورت تمایل از رنگ مشکی در کنار سفید برای هرفضایی درخانه استفاده کنید. تنها مشکل استفاده از رنگ سیاه در دکوراسیون این است که سبب می شود فضا تنگ تر به نظر رسد. یکی از ایده های زیبا برای دکوراسیون اتاق خواب با رنگ سیاه این است که سقف اتاق را با رنگ مشکی رنگ آمیزی کنید و از نور پردازی ستاره ای روی سقف استفاده کنید . در این صورت دکوراسیونی با زمینه و موضوع شب دراتاق خواهید داشت .

16- استفاده از رنگ صورتی برای رسیدن به آرامش در اتاق مدیتیشن : اگر شما به اندازه کافی خوش شانس هستید که می توانید در خانه خود فضایی جداگانه را به اتاق مدیتیشن یا تمرکز اختصاص دهید،باید بگوییم بهترین و مناسب ترین رنگ برای این فضا رنگ صورتی است . اغلب باشگاه های ورزشی از این رنگ در رخت کن خود استفاده می کنند تا کمبود انرژی افرادی که پس از ورزش برای تعویض لباس به آن جا می روند جبران شود و آرام بگیرند.

17- رنگ زرد،رنگ خوش بینی و نشاط : زرد رنگ خورشید است و می تواند فضا را به محیطی آفتابی و گرم تبدیل کند و همانطور که می توانید حدس بزنید، می توانید رنگ بسیار مناسبی برای اتاق آفتاب باشد . توصیه می کنیم از رنگ زرد حتما در دکوراسیون فضای ورودی خانه تان استفاده کنید تا استقبالی گرم از میهمانان شما به عمل آید و آنها بتوانند دیدی روشن و مثبت به خانه شما پیدا کنند.

18- چرا اغلب وسایل حمام و سرویس بهداشتی سفیداست: سفید نه تنها نماد تمیزی و پاکیزگی است ،بلکه نظافت و تمیزکردن وسایل وعناصری که رنگ سفید دارند نیز بسیار آسان تر است .رنگ سفید هر گونه کثیفی را به سرعت نشان می دهد و شما می توانید آن را بدون ترس از بین رفتن رنگ وسیله بشویید و از بین ببرید و همواره سرویس بهداشتی تمیز و درخشانی داشته باشید.

19- زمانی که از همه جا ناامید شدید به طبیعت بنگرید: هنگامی که برای نقاشی خانه خود از روان شناسی رنگ ها استفاده می کنید به یاد طبیعت باشید و از آن الهام بگیرید.رنگ های موجود در طبیعت می تواند بهترین راهنما برای انتخاب رنگ ها در دکوراسیوان داخلی برای شما باشد.
 

20- برای اتاق بیمار یا کودک مبتلا به آسم روی رنگ نارنجی حساب کنید: رنگ نارنجی می تواند سبب بهبود عملکرد ریه و افزایش انرژی شود. نارنجی ملایم برای کسانی که دوره نقاهت بعداز بیماری را می گذرانند یا دچار مشکلات ریوی هستند می تواند بسیار مفید باشد.

با چشم دل ببین

 
مردی برای اصلاح سر و صورتش به ارایشگاه رفت.در حال کار گفتگوی جالبی بین انها در گرفت.انها به موضوع خدا رسیدند.

ارایشگر گفت:من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!

مشتری پرسید:چرا؟

ارایشگر گفت:کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.اگر خدا وجود داشت.ایا این همه مریض می شدند؟بچه های بی سر پرست پیدا می شدند؟این همه درد . رنج وجود داشت؟نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ی فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.

ارایشگر کارش تمام شد و مشتری از مغازه بیرون رفت.در خیابان مردی را دید با مو های بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده...

مشتری برگشت و وارد ارایشگاه شد و به ارایشگر گفت:

به نظر من ارایشگر ها هم وجود ندارند.

ارایشگر با تعجب گفت:چرا؟

من اینجا هستم و الان موی شمارو اصلاح کردم

مشتری گفت :نه اگر ارایشگر وجود داشت هیچ وقت مثل مردی که ان بیرون است با موهای کثیف و .. پیدا نمی شد.

ارایشگر گفت:نه بابا ارایشگر وجود دارد موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تاید کرد و گفت:نکته همین است!خدا هم وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیککنند و دنبالش نمی گردند.برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

اگر می خوای او را درک کنی

                                            با چشم دل ببین!

پیله ابریشم

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.

شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه را برای بیرون آمدن از سورخ کوچک تماشا کرد.

ناگهان تقلای پروانه متوقف شد.

 آن شخص فکر کرد که پروانه خسته شده است و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.

آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.

پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند.

آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد.

 او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد.

در واقع پروانه ناچار شد همه ی عمر روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند.

آن شخص مهربان نفهمید که :

محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را ،خدا برای پروانه قرار داده بود

 تا به وسیله ی آن مایعی از بدنش ترشح شود 

 پس از خارج شدن از پیله به او امکان پرواز دهد.

 

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.

اگر خداوند مقرر میکرد،بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم.

به اندازه ی کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.

شما چه فلزی هستید؟

متولدین فروردین : آهن

فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که 9 برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید. آنها پیشگامانی هستند که همواره دیگران را به سمت هدفی نایافتنی هدایت می نمایند.متولدین فروردین کمتر به دنبال اندوختن ثروت هستند.ولی اگر شروع به مال اندوزی کنند با چنان سرعتی پیش می روند که وقت نمی کنند بایستند و پول ها را بشمرند. در زمینه پول ٬ زمان و حتی لباس خود بسیار دست و دلبازانه عمل می کنند و هر قدر هم فقیر باشند همیشه چیزی برای بخشیدن دارند. آنها اعتقاد دارند که وقتی به دیگران کمک می کنند نه فقط خرسند می شوند بلکه این عمل آنها باعث می شود که دیگران هم متقابلا کاری برای آنها انجام دهند.

 

متولدین اردیبهشت : مس

فلز ماه اردیبهشت مس است که رسانای برق و گرماست و بعد از گذشت سالها همچنان درخشان باقی می ماند. در زندگی خانوادگی حاکم ورئیس است و هیچکس جرات ندارد آرامش او را بر هم زند. او مانند زمان صبور است و مانند جنگل عمیق ٬ واز چنان قدرتی برخوردار است که قادر است کوه را جابجا کند ولی آدمی لجوج و یکدنده است. این افراد معمولا از چیزهای کوچک خوششان نمی آید واز همین رو دلبستگی خاصی به عشق پایدار و ثروت دارند.

 

متولدین خرداد : جیوه

فلز سرد جیوه در متولدین خرداد تمایلات دوگانه ای را به وجود می آورد مگر آنکه خودش جلوی آین کارها را بگیرد و به ندای قلب خود گوش کند. هنگامی که عمیقا به دنبال علت بی حوصلگی متولد خرداد بگردید در می یابید که او همیشه در پی هدفی است ولی مشکل اساسی او این است که هدف را نمی شناسد . متولد خرداد از تخیل بسیار قدرتمندی برخوردار است و به همین خاطر اهداف زیادی را در سر می پروراند. ذهن متولدین خرداد همیشه به کاری مشغول است و به همین دلیل بیش از دیگران به استراحت نیاز دارد . آنها با آنکه نسبت به بی خوابی حساس هستند ولی هیچگاه به اندازه کافی نمی خوابند.

 

متولدین تیر: نقره

فلزوجودی متولدین تیر ٬ نقره است که علیرغم تشابه با سایر فلزات از خصوصیات ویژه گرانبهایی برخوردار است. آنها قلب مهربانی دارند و نیاز دیگران را به خوبی حس می کنند و به آن اهمیت می دهند و می خواهند به دیگران کمک کنند ٬ اما در ابتدا منمتظر می شوند تا ببیند کسی دیگری پیدا می شود که پیش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چیزی کنند که نیازی به آن نیست. اما اگر دریابد که کس دیگری آستین خود را بالا نزده است آنگاه در آخرین لحظه دست به کار می شود . او می گذارد که دو بار زیر آب فرو روید ٬ ولی بار سوم شما را نجات می دهد . او خیلی رئوف است و نمی گذارد غرق شوید.

 

متولدین مرداد: طلا

متولد مرداد در دوستی بسیار وفادار است و درموقع دشمنی آدم منصف و قدرتمندی است . او چه ساکت باشد ٬ چه خودنما ٬ فردی خلاق ٬ مبتکر و قدرتمند است . چون او از طلای خالص است به همین دلیل ما ٬ گاهی خودخواهی ٬ تکبرو تنبلی او را نادیده می گیریم .متولدین مرداد در مورد پول هیچگونه احتیاطی به خرج نمی دهند ٬ بسیار ولخرج هستند و حتی اگر پول زیادی نداشته باشند شیک می پوشند و زندگی شان لوکس است و برای تفریح و سرگرمی خود زیاد خرج می کنند. اگر کسی از آنها پول بخواهد به او می دهند و اگر نداشته باشند از دیگری قرض می کنند و به او می دهند.

 

متولدین شهریور: جیوه

اگر درجه حرارت محیط مناسب باشد ٬ متولدین شهریور علیرغم اینکه ظاهرا ترکیبی از فولاد و یخ به نظر می رسند ٬ در اثر عواطف اطرافیان ذوب خواهند شد . آنها بدون تردید انسانهایی صادق و قابل اعتمادی هستند ولی زمانی که نخواهند به جایی بروند و یا کار خاصی را انجام دهند ٬ به راحتی می توانند خود را به مریضی بزنند. در چنین مواقعی استعداد نمایی آنها در زمینه هنرپیشگی هویدا می شود. متولدین شهریور از عکسهای خود ایراد می گیرند و در مورد سر و وضع خود وسواس شدیدی دارند ٬ همیشه سر و وضعی مرتب و پاکیزه دارند و در مورد لباس بسیار سخت گیر هستند.

 

متولدین مهر : مس

متولدین مهر سودمندی فلز مس را که فلز هم آهنگی آنهاست بازتب می دهند. از هر گونه بی ادبی و بی نزاکتی تنفر دارند ولی با وجود این اگر تابلویی روی دیوار خانه تان کج باشد ًنرا صاف می کنند و اگر صدای تلویزیون تان زیاد باشد آن را کم می کنند . آنها عاشق مردم هستند ولی از اجتماعات بزرگ بدشان می اید.مانند کبوتران صلح دائم این طرف و آنطرف می روند.و به میانجیگری می پردازند و صلح و صفا برقرار می کنند.انسانهایی بامحبت و دلپذیر هستند ولی گاهی اوقات بداخلاق واخمو می شوندو از دستور دادن به دیگران خوششان می آید.

متولدین آبان: آهن

در بین متولدین آبان آدم عصبی و بی قرارخیلی کم دیده می شود و این در اثر فلز درونی شخصیت آنهاست ٬ با وجود این آنها خیلی رقیق القلب بوده و نسبت به افراد ناتوان و درمانده خیلی دلسوز هستند. متولدین آبان هرگز هدیه یا محبت کسی را فراموش نمی کنند و فورا در جستجوی جبران آن برمی ایند.از طرف دیگر ظلم و بی عدالتی را نیز فراموش نمی کنند و در مقابل ان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. به خانواده و روابط خانوادگی اهمیت زیادی می دهندو رفتارشان با کودکان ملایم و عطوفت آمیز است.

 

متولدین آذر : قلع

در میان متولدین آذر به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که شوخ طبع و بذله گو باشد و همین تعداداندک نیز که در گفتن لطیفه چنان خام هستندکه هیچ کس به آنها نمی خندد. اگر چه متولدین آذر حافظه ای بسیار قوی دارند ولی گاهی فراموش می کنند که کت خود را کجا گذاشته اند آنها هرگز نمی توانند دروغگوی ماهری باشند هیچ کس حتی برای یک لحظه نمی تواند دروغ آنها  را باور کند. ریا کاری و دروغ گویی اصلا با مزاج آنها سازگار نیست و هر وقت سعی به انجام این کار نمایند به زودی دستشان رو می شود . متولدین آذر ٬ چه کم رو چه پررو ٬ ر زمینه عشق همیشه آماده اند که شانس خود را امتحان کنند و خود را به آب و آتش بزنند.

 

متولدین دی : سرب

اگر چه فلز درونی متولد دی او را به فردی بسیار محکم تبدیل ساخته است اما او فردی خجالتی است که روحیه ای لطیف و حساس دارد. متولد دی همه کسانی را که باعث صعود آنها شده اند بسیار ستایش می کنند . آنها خواستار پیروزی و موفقیت هستند و به سنتها و آداب و رسوم احترام می گذارند. در شخصیت متولد دی همیشه اندکی افسردگی و غم همراه با جدیت وجود دارد. اما هیچ یک از این دو خصوصیت باعث نمی شود که اواز انضباط جدی دست بر دارد . متولد دی به حدی لایق و کارآمد است که به راحتی می توانید زمام امور را به دستش بسپارید.

 

متولدین بهمن: اورانیوم

فلز درونی متولدین بهمن یک فلز حقیقی نیست و یک ماده رادیواکتیو است که فقط در ترکیبات یافت می شود . اورانیوم می تواند موجب انفجارات عظیم و زنجیره ای گردداز همین رو تلاش برای محدود کردن آنها و مجبورساختن شان به انجام کاری مثل کوشش برای به دام انداختن طوفان زمستانی در یک بطری است . متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده به زبان می آورد ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. یک بهمنی برای احساس امنیت دور و اطراف خود را شلوغ می کند و دوستان زیادی دارد ولی گاهی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می رود و دلش می خواهد تنها باشد.

 

متولدین اسفند: قلع

فلز متولد اسفند ٬ آهن ٬ جیوه ٬ طلا و یا سرب نیست بلکه آلیاژی از فلزهاست که نشانگر غیر واقعی و توهم آمیز بودن این افراد است. آنها قوی تر از آن هستند که می پندارید و عاقل تر ازآن که می شناسید ولی تا زمانی که خودشان راز وجود شان را کشف نکنند ٬ راز آنها همواره پوشیده و مخفی باقی خواهد ماند. یک متولد اسفندتمایل چندانی به آرزوهای دنیوی ندارد٬ همچنین برای مقام ٬ قدرت و یا رهبری ارزشی قائل نیست و ثروت و مال دنیا برای او جذابیتی ندارد. او به آینده هیچ اشتیاقی ندارد و نسبت به آن بی خیال است. در مورد گذشته نیز دانشی شهودی دارد و در مورد امروز شکیبا و مقاوم است






 

انتقال انرژی مثبت

اما بحث داغ انرژی ها! تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته نتیجه ی انرژی هاست.
دوست مون انرژی!
شغل مون انرژی!
همسر مون انرژی!
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!


دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.


خودکار ، مداد در ، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مدام انرژی از خودشون هستن.


این انرژی ها چی هستن؟ چی کار می کنن؟ چه جورین؟ بحث مفصلی است که تا اونجایی که به تکنیک های موفقیت مربوط بشه براتون میگیم.


از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده. که می بینید :

دستگاه عکاسی از هاله های انرژی

هاله های انرژی انسان



بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست


در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.


1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصا هم مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.
اگر ما حالمون خوب باشه اگر آرام باشیم اگر داریم مهر ورزی می کنیم اگر داریم لطفی می کنیم اگر داریم دعا می خونیم

انرژی ما مثبت است.

اگر حالمون بد باشه اگه داریم غر میزنیم اگه داریم بد و بی راه میگیم اگه عصبانی هستیم اگه استرس داریم اگه نگران هستیم اگه اضطراب داریم

انرژی ما منفی است.

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.


آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفیه است.


یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که تا جایی که میتونی از آدم های منفی حذر کن و تا جایی که می تونی بچسب به آدم های مثبت.چرا؟

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی چی کار می کنی؟ بچسب بهش! فقط به شرطی که از جنس موافق باشد!


آدم منفی هم دیدی در رو، چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را" یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو بعد از یک ماه خودت هم راه میری غر میزنی.

قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده به نام مرید و نوچه دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

 

هاله های انرژی پیرامون دو قسمت بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.


دوست من زمانی که:
- حالمون خوب نیست
- عصبانیم
- غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.
دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.

 

به محض اینکه شما با حالت منفی وارد میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر و کله ی هم دیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!

اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.


یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:
"
من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!
"
من گفتم:
"
من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.
"
بعد از خواهرش پرسیدم:
"
خانم محترم از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟
"
خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم."
گفتم "شما با انرژی منفی چشمت گل رو خشک کردی!"

یه جایی هست در لواسان که حدود نیم ساعت تا تهران فاصله است.
یه آقایی تعریف می کرد:
"
مادرم، زمستون ها وقتی میخواست باغچه رو آب بده توی دستشویی خونه آب ولرم درست می کرد و می گفت که این حیوونی ها هم جون دارن و سردشون میشه و با آب ولرم باغچه رو آب میداد! مادرم برای دو هفته مجبور شد بره لواسان خونه خواهرم و ما رو قسم داد که این دو هفته آب ولرم بدید به باغچه.


ما آب ولرم دادیم اما باغچه نابود شد توی این دو هفته! مادرم اومد و باغچه رو دید و گفت که شما دروغ میگید و آب ولرم ندادید! گفتیم نه عزیزم آب ولرم دادیدم!
"
گفتم شما راست میگی و آب ولرم هم دادید ولی همچین بد نگاه می کردی به باغچه و می گفتی:
"
آخه مرده شور تون رو ببرم! مگه آدمین شما که آب ولرم بدم بهتون!
"
و انرژی منفی شما خشک شون کرده.


عکس این هم صادق است.
وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
وقتی حالتون بده به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.

 


هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.


دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی می کنند، گل های اونجا هم با نشاط تر میشن و هم شاداب تر میشن و زیباتر میشن و زود تر رشد می کنن. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردن.


هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.

 

دوستان عزیز چشم های ما اگه حالمون خوب باشه دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه دروازه ی انتقال انرژی منفی است.


و اما چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!
مثلا:
من یه نوزاد دارم هر چی میدم میخوره لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکش و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! گامبو!"


وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.


من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:
"پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!"
تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! تو پارتی نداشتی که رییس نمی شدی! حق من رو خوردی!"


زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!


دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه!  این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!


پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!
بعضی ها ...
بعضی ها ...
بعضی ها ...

 
و اما انرژی دست ها
بیش ترین مقدار انرژی در دست ها است. بیش ترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟

با چی انجام میدن؟
با دست.
چرا؟
چون بیش ترین مقدار انرژی در کف دو دست است.


در آمریکا آزمایشی انجام شد.
تعدادی نوزاد 2 تا 6 ماهه رو انتخاب کردن.

این ها رو به دو گروه تقسیم کردن.


به مادران گروه اول گفتن نوزاد هاتون رو نوازش کنید، بهشون عاشقانه نگاه کنید، براشون شعر بخونید، ، وقتی میخواین به او شیر بدین او رو محکم بغل بگیرید و باهاش حرف بزنید.
به مادر های گروه دوم گفتن بچه های رو بغل نمی کنید، بهشون نگاه نمی کنید، بچه ها رو نوازش نمی کنید باهاشون حرف نمی زنید، براشون شعر نمی خونید، شیر هم که میخاوید بدید فقط با شیشه و صورتتون رو می کنید اون طرف و شیشه رو می کنید تو دهنش! فقط همین!


می دونید این آزمایش کی متوقف شد؟
بعضی هایی که فقط آمریکا آمریکا می کنن!
بدون اینکه بدونن چه خبره!
فکر می کنن اونجا حلوا خیرات می کنن!


این آزمایش زمانی متوقف شد که 90 درصد نوزادان گروه دوم مرده بودن و آزمایش داشت ادامه پیدا می کرد که همه نوزاد ها بمیرن!


مردم آنقدر اعتراض کردن و جلوی بیمارستانی که این آزمایش داشت توش انجام می شد تحسن کردن، پلا کارد دست شون گرفتن که مجبور شدن دانشمند های آمریکایی این آزمایش رو متوقف کنن. بنده شخصا فکر می کنم این آزمایش وحشیانه ترین کار ممکن است!


این آزمایش در آمریکا معروف شد به "سندروم مرگ نوزادان ناشی از عدم توجه"!
نوزادی که نوازش می شد و بهش نگاه می شد انرژی ها رو از دست و چشم می گرفت.

دوستان عزیز توجه کردین ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم شده باشه؟

در حقیقت خودتون دارید به خودتون انرژی میدین، بدون اینکه متوجه بشین! در آمریکا یه عده نوزاد رو انتخاب کردن و به مادر ها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!

دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!


در آمریکا تحقیق جالبی شد از مادران بچه های نارس خاستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!
چرا؟

چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.
پس لطفا بچه ها و عزیزان تون رو نوازش کنید

یک تست جالب روانشناسی

با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
مثلا اگر گزینه پ سوال ۱را انتخاب کردیددیگر لزومی ندارد سوال۲و ۳را پاسخ دهید فقط کافی است بهسوال۴ مراجعه کنید.


۱)بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴


۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!

الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳


۳)اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!

الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶


۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶


۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟

الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸


۶)آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸


۷)به نظرتان مدیر توانایی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰


۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴


۹)آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱


۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

 


پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.


شخصیت نوع دو؛

کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.


شخصیت نوع سه؛

بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.


شخصیت نوع چهار؛

مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید

 

شخصیت شناسی از روی نقاشی مورد علاقه شما

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .

بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می کِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می کنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند .

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها .

اسپنسر می نویسد: “اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه  ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد  را به دست می دهد”.

پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .

 

۱ – اشکال هندسی:

مثلث، مربع و اشکال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد که شما به گونه ای روشن و آشکار می اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می کنید و کفایت و کارآیی بالایی دارید.

 

۲- اجرام فضایی:

ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید که تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.

 

۳- اشکال درهم:

نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند که شما در تمرکز دچار اشکال می شوید و همیشه چیزی هست که مزاحم تمرکزتان شود.

 

۴- بازی ها:

بازی هایی نظیر نقطه بازی ، دوز یا شطرنج ، حس رقابت را در شما به تصویر می کشند و شما دوست دارید  همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می کنید.

 

۵- چهره های خندان و زیبا:

کشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است که شما به مردم و دیگران عشق می ورزید، و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می کنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید.  خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیک سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید.

 

۶- چهره های درهم و زشت:

نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می کنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس کافی ندارید و در کارهای گروهی همکاری نمی کنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می کنید.

 

۷- فلش ها و نردبان:

نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید ، در تصمیمات، یکدنده و سمج عمل می کنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید.

 

۸- خانه و کلبه ها:

 به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می کنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری کنید ، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.

 

۹ – نت های موسیقی:

عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید.

 

۱۰ -  اشکال تکراری و دنباله دار:

نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمرکز توانمندید. قادرید کارهایتان را به راحتی سازماندهی کنید و با هر چیزی کنار بیایید.

 

۱۱-  گل و گلدان گیاه و درخت:

شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می کنید، فردی اجتماعی هستید.

 

۱۲- حیوانات:

شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید ، حساس و ملاحظه کار هستید و نیاز به آرامش فکر دارید، احساس می کنید که می توانید از دیگران حمایت کنید.

 

۱۳- قلب:

فرد احساساتی هستید. کسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.

 

۱۴- آجرها و کتاب هایی که روی هم قرار گرفته اند:

زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می کنید که با کوچک ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید.

 

۱۵- غذا و میوه:

خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید.

 

۱۶- خطوط متقاطع:

احساس خفگی و اختناق دارید. و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می کنید. این سدی است که میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می کنید عواطفتان را پنهان نمایید تا فرد مناسبی پیدا شود که شایستگی احساس شما را داشته باشد.

 

۱۷- چاقو، اسحله و شمشیر:

نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد.

 

۱۸- پله ها:

نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد که شما میل به صعود و پیشرفت دارید.

آیا صبح ها به سختی از خواب بیدار می شوید؟

آیا به سختی روز خود را شروع میکنید؟

اگر شما هم جزء یکی از افرادی هستید که بیرون پریدن از رختخواب برایشان کار دشواری به نظر می رسد، تا کنون شده از خودتان بپرسید که دلیلش چیست؟ چرا فقط برای یک دقیقه بیشتر چرت زدن مکرراً روی زنگ ساعت می کوبید و نهایتاً هم باید چهار دست و پا از روی تخت پایین بیایید. آیا دلیل این امر آن است که شما به اندازه ی کافی استراحت نمی کنید و خوابتان به اندازه نیست؟ آیا پیش از رفتن به رختخواب غذاهای سنگین مصرف می کنید؟ آیا به اندازه کافی ورزش نمی کنید؟

شاید هم دلیلش این باشد که شما به اندازه ی کافی "انگیزه" برای زودتر بیدار شدن از رختخواب ندارید. شاید زندگی برایتان آنقدر هیجان انگیز و لذت بخش نیست که بخواهید از خواب بلند شده و روز خود را شروع کنید. برای یک لحظه هم که شده به این موضوع فکر کنید! آیا احساس می کنید که زندگی خسته کننده و بی ثمری را دنبال می کنید؟

اگر زندگی فعلی تان خوشحالتان نمی کند، همین حالا وارد عمل شوید و شرایط خود را تغییر دهید. شما یکبار بیشتر شانس زندگی کردن را ندارید، پس بهتر است از این فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته به بهترین نحو استفاده کنید. کارهایی را انجام دهید که از آنها لذت می برید. به این فکر کنید که انجام آن کار چه شور و اشتیاقی را میتواند در وجود شما زنده کند و سپس با این تفکر به انجام آن کار اهتمام ورزید.

اگر بی میلی و تنبلی به شما اجازه نمی دهد که کاری را شروع کنید، و یا صرفاً با کمبود انگیزه ی کافی روبرو هستید، در این قسمت شیوه هایی را به شما معرفی میکنیم تا به واسطه ی آن بتوایند خودتان را در مسیر صحیح دست یابی به خواسته ها و نهایتاً رسیدن به موفقیت قرار دهید.

1- به این موضوع فکر کنید که با تنبلی و بی میلی فقط لذات بیشماری که می توانید در زندگی بدست آورید را از خود دریغ می کنید. چرا اجازه می دهید نعمت های شگفت انگیز زندگی از کنار شما بگذرند؟ از این دید به قضیه نگاه کنید: زندگی آنقدر کوتاه است که حیف است لحظات خود را در خواب سپری کنید. باید بلند شوید، دست به کار شده و از زندگی خود لذت ببرید. کاری را پیدا کنید که انجام آن به شما آرامش و اشتیاق میدهد. باید لحظه لحظه ی زندگی را برای خود لذت بخش سازید.

2- حالا که متوجه شدید که چه کارهایی که نمی توانید انجام دهید، انجام آنها را به صورت یک هدف در ذهن خود در بیاورید و صبح ها به آنها فکر کرده و برای عملی کردنشان خودتان را وادار کنید که راس ساعت مقرر از رختخواب بیرون بیایید. انجام چنین کاری به صورت روتین ذهن شما را برنامه ریزی می کند و به مرور زمان این توانایی را پیدا می کنید که به محض اینکه ساعت زنگ زد فوراً از جا بلند شوید. وقتی صدای زنگ ساعت را قطع کردید با خود عباراتی از این قبیل را تکرار کنید: "امروز بهترین روز زندگی من خواهد بود و من قصد دارد بیشترین استفاده را از زمان خود ببرم." سپس با اعتماد به نفس کامل از رختخواب بیرون آمده، قدم بر روی زمین بگذارید، به عضلات خود کشش دهید و سر را بلند نموده و مستقیماً به زیر دوش بروید.

3- در حالیکه دوش می گیرید و با صدای بلند آهنگ مورد علاقه تان را می خوانید، برای روز خود برنامه ریزی کنید. (البته اگر تا آن لحظه برنامه هایتان را هماهنگ نکرده اید). تمایل دارید امروز چه کارهایی را انجام دهید؟ چه کار پر اهمیتی وجود دارد که شما باید آن را انجام دهید؟ کارهایتان را اولویت بندی کنید و ببیند چه کاری را باید زودتر انجام دهید و چه کارهایی را می توانید به زمان دیگری موکول کنید؛ اما نکته ی قابل توجه: سعی کنید ابتدا کارهایی را برای انجام دادن انتخاب کنید که لذت بیشتری به شما میدهند و بعد با انرژی زیاد به سراغ کارهای دیگر بروید.

4- همین طور که روز شما به جلو پیش می رود به ترتیب کارهایی که باید انجام میدادید را مرور کرده و به خودتان قول بدهید که تا پایان روز کلیه ی آنها را انجام دهید. شاید 1 کار باشد، شاید هم 3 -4 کار مختلف، به هر حال فرقی نمی کند. هدف اصلی شما در ابتدای راه این است که یاد بگیرید کارها را انجام دهید و آنها را به پایان برسانید. فقط باید عمل کنید و کارها را انجام دهید. با تمرکز کردن بر روی کارهایی که می بایست در طول روز انجام دهید، عادت چرت زدن نیز از بین خواهد رفت.

زمانیکه میل باطنی شما به انجام کارهای متفاوت افزایش پیدا کند، به چیزهایی میرسید که در گذشته خواب آنها را هم نمی دید. این امر روحیه و انرژی بسیار زیادی را در وجود شما ایجاد می کند. اصلاً تعجبی ندارد که پس از چند روز، زنگ ساعت را چند دقیقه زودتر می گذارید و آخر هفته هایی را که فقط در رختخواب سپری می شد، مفید تر سپری خواهد شد. شما خودتان به صورت خودکار صبح ها زودتر از خواب بیدار می شوید تا به همه ی برنامه هایی که در ذهن دارید برسید.

همانطور که در بالا مشاهده کردید، اولین گام برای داشتن یک زندگی رضایت بخش این است که به محض اینکه ساعت زنگ می زند، از رختخواب بلند شوید. از این طریق حس مسئولیت پذیری شما نیز تا چند برابر افزایش پیدا خواهد کرد. فکر نمی کنم تمایلی داشته باشید که تمام روز خود را در رختواب سپری کرده و به گذر عمر خود چشم بدوزید و به کارهایی که می توانستید انجام دهید و ندادید غبطه بخورید.

سعی کنید مسئولیت پذیر تر باشید تا بتوانید بیشتر از زندگی لذت ببرید. به این مطلب فکر کنید که اگر به طور روزانه تنها 20 دقیقه بیشتر برای بهبود زندگی خود قدم بردارید، آنوقت نتیجه کار پس از 1 سال یا حتی 6 ماه چه می شود؟

همین حالا برای تجربه ی یک زندگی بهتر دست به کار شوید.