دلتنگی
من مشتاق کیستم
متن اشک هایم می سوزد
چشمهایم می ریزد
گوش هایم می خندد
لبهایم بویی حس نمی کند
پیشانی ام سکوت کرده
آه ، از این همه هم همه
برقصید ابرها
بکوبید آبها
دنیا وارونه شده
بدون گفتن می دانند
بدون نگاه ، می خوانند
به زمین بگویید گهواره ام شود
مگر خواب مرا یاری کند
تا وقتی خوابم
هیچ کس از من نخواهد پرسید
چه می بینی ؟
و نیز
من مشتاق کیستم
...***
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود.
من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:53 توسط اسیر
|
هر ایشده اللاهین آدین دیلده بیان ایله رم