دلتنگی

من مشتاق کیستم

متن اشک هایم می سوزد

چشمهایم می ریزد

گوش هایم می خندد

لبهایم بویی حس نمی کند

پیشانی ام سکوت کرده

آه ، از این همه هم همه

برقصید ابرها

بکوبید آبها

دنیا وارونه شده

بدون گفتن می دانند

بدون نگاه ، می خوانند

به زمین بگویید گهواره ام شود

مگر خواب مرا یاری کند

تا وقتی خوابم

هیچ کس از من نخواهد پرسید

چه می بینی ؟

و نیز

من مشتاق کیستم

خدایا! دلتنگ شده ام به اندازه ی آسمانت! دیروز آرزو داشتم می توانستم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد، اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد، باز من زندگی خواهم کرد ... چون تو می خواهی! ...

***

لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود.


من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام